پیوندها

جانشین امام خامنه ای کیست؟

hashemi va seyed hasan

اگر سخنان وقیحانه دیروز هاشمی  در فرودگاه مهرآباد  در سالروز ورود امام خمینی به کشور  نبود، این مطالب را نمی نوشتم:

اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از عوارض انقلاب اسلامی است که تا کنون توانسته، خلاف قانون اساسی، از تشکیل امت واحده جهانی و مدیریت امت اسلامی جلوگیری کند و نیروهای انقلابی را با انواع شگردها قربانی اغراض شخصی خود سازد و یا با اتهامات واهی، نیروهای انقلاب را خنثی کند. هیچکس نمی تواند به ابعاد پیچیده برنامه ها و انگیزه های این «جعبه سیاه» پی ببرد، مگر از طریق مواضعی که خودش افشاء می کند. حقیقتاً خیلی موضوعات مسکوت مانده است که افکار عمومی از آنها بی خبر است و کسی نمی داند، پشت صحنه ماجراهای غم انگیز و خیانت بار علیه انقلاب اسلامی چه بوده است؛ البته آن چه «ولی خدا» می داند، حسب لطف الهی، قصد افشاگری ندارد، مگر آن که فردی خودش نقاب از چهره خویش بردارد.

هیچ کس نمی داند، وجوهات شرعی که به منافقین خلق داده می شد، با چه انگیزه ای بود؛

هیچ کس نمی داند، هاشمی در روزهای آغازین ورود امام خمینی به ایران، کجا بوده و چرا مانند تمام مردم ایران، به استقبال رهبرکبیر انقلاب نرفته و تا ۱۵بهمن ماه ۱۳۵۷ و انتصاب بازرگان، هیچ کجا دیده نشده است؛

هیچ کس نمی داند، با چه پشتوانه ای، مهدی بازرگان (نخست وزیر انقلاب و منصوب امام خمینی)، به مقابله با امام خمینی پرداخت و سقوط کرد؛

هیچ کس نمی داند، ابوالحسن بنی صدر، با چه پشت صحنه ای، به تقابل با نظام کشیده شد؛

هیچ کس نمی داند، چرا بعض سران حزب جمهوری اسلامی، لحظاتی قبل از انفجار دفتر مرکزی حزب و شهادت بهشتی و یارانش، آنجا را ترک کردند؛

هیچ کس نمی داند، محمدرضا کلاهی و بهزاد نبوی و مسعود کشمیری ، نقش های ویژه خود را با کدامین حمایت ها در حزب جمهوری اسلامی و دولت رجایی- باهنر ایفا کردند؛

هیچ کس نمی داند، چرا طبق «خاطرات هاشمی»، همیشه در همه امور مملکت دخالت کرده و از تحقق امور توسط ساختار حکومت ممانعت کرده است؛

هیچ کس نمی داند، چرا رسانه های غربی از همان ابتدای انقلاب اسلامی روی سیدکاظم شریعتمداری و بعداً روی اکبر هاشمی رفسنجانی، نگاه خوشبینانه و تعامل مثبت داشتند؛

هیچ کس نمی داند، میرحسین موسوی نخست وزیر زمان جنگ تحمیلی، با تدابیر چه کسی، مانع رسیدن بودجه کشور به مدافعان مملکت شد و جام زهر را بر امام خمینی تحمیل کرد؛

هیچ کس نمی داند، ماجرای دعوت از «مک فارلین» و ماجراجویی سیدمهدی هاشمی، چگونه باعث سقوط «قائم مقام رهبری» و حذف حسینعلی منتظری از نظام اسلامی شد؛

هیچ کس نمی داند، با چه انگیزه ای بعد از رحلت امام خمینی، کلیدواژه های ایدئولوژیک نهضت و نظام اسلامی توسط هاشمی رفسنجانی به کلید واژه های سکولاریستی تغییر کرد تا شاید، «بدون امامت و مرجعیت ولی فقیه»، ماهیت انقلاب اسلامی ابتر و نهضت امام خمینی دگرگونه شود؛

هیچ کس نمی داند، ماجرای معامله با گروگان ها در ایران و لبنان، زندانی شدن ۸۶ دانشجوی ایرانی در آلمان و اخراج نیمی از آنها، آسیب های همه جانبه ناشی از ماجرای میکونوس، عقد قراردادهای ننگین کرسنت، استات اویل، توتال و قرار دادهای وحشتناک دولت کنونی با غربی ها، توسط چه کسی ساخته و پرداخته شده؛

هیچ کس نمی داند، انگیزه های هاشمی در تشکیل حزب دولتی «کارگزاران»، تلاش برای مادام العمر کردن ریاست جمهوری خود، تشکیک بیمارگونه در صحت انتخابات ها طی ۱۸سال گذشته، بسترسازی برای فتنه هولناک ۸۸ و ده ها ظلم بزرگ دیگر بر ملت نجیب و رهبر صبور این مردم، با کدامین برنامه کلان برای تغییرجمهوری اسلامی انجام گرفته است؛

هیچ کس نمی داند، اغراض هاشمی از تشویق دغلکارانه و تجلیل پوشالی از سید حسن برای سوق دادن او در مسیر سید حسین خمینی و نیز تحریک شیطنت آمیز اشخاصی مانند خاتمی، موسوی و کروبی برای تقابل با نهادهای بنیادی نظام اسلامی، از کجا نشأت می گیرد و هدف نهایی او چیست؛

هیچ کس نمی داند، چرا وقتی از ۷۹ نفر کاندیدای ریاست جمهوری دوره پنجم، ۷۷ نفر رد صلاحیت شدند، تا هاشمی در مقابل فقط یک رقیب یعنی دکتر شیبانی با اکثریت آراء به ریاست جمهوری برسد،نسبت به عملکرد شورای نگهبان هیچ اشکالی نگرفت؛ اما حالا به بهانه دفاع از حسن خمینی، علیه شورای نگهبان می تازد؛

این چه مأموریتی است که هاشمی را در پایانه پیری به معرکه گیری علیه ساختار دینی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تا به آن جا واداشته که حتی مهدی و فائزه را هم به مخاطره می اندازد، شاید که در نبرد با حکومت ولایی، به قهرمانان بدلی و ضد اسلامی مبدل شوند؟

اگر افرادی خوش بین، هنوز هم در پاسخ به شبهات مربوط به عملکرد منفی اکبر هاشمی بهرمانی در چهل سال اخیر درمانده اند، منتظر آخرین اقدامات این خزینه ثروت و قدرت که در پایانه عمر خود، هوای «سلطنت» او را نامتعادل و عجول کرده است، بمانند.

به نظر می رسد، شیطان اکبر او را تحریص می کند تا یک عمر پنهان کاری خود را پایان دهد؛ باید پذیرفت که فقط شخص هاشمی می تواند، ماهیت ناشناخته هاشمی را برملا سازد. و این سرنوشت حتمی هرکسی است که با ولایت الهی امام زمان (عج) دغلبازی کند و با هزار نیرنگ و فریب علیه نائب مظلوم و صبور حضرتش خدعه ورزد.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً ۱۳بهمن ۱۳۹۴

 

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید ...

One thought on “پایانه پیری و معرکه گیری؛ هاشمی در ایستگاه آخر”

  1. نوری می‌گه:

    سلام
    جدا تا حالا به این موضوع پرداخته نشده بود که شاید حتی فرزندانشان، در واقع قربانی زیاده هواهی پدرند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *