پیوندها

جانشین امام خامنه ای کیست؟

۵۹۵۲۸_۵۹۳

**چه تدبیری اندیشیده شود تا ارزش های فرهنگی انقلاب را به صورت مطلوب و منطقی به دنیا ابلاغ نماییم و مخاطبان و مشتاقان انقلاب را از آماج حملات فکری و فرهنگی دشمن برهانیم؟

ج=بسم الله الرحمن الرحیم. انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، با شعارهای ضد استبدادی(آزادی) و ضد استکباری (استقلال) و رهبری روحانیت و امامت یک مرجع تقلید به پیروزی رسید. چون خاستگاه اصلی آن، مساجد و فداکارترین نیروهایش، مؤمنین و اهالی مساجد بوده و هدف ابتدایی آن، تشکیل حکومت اسلامی در شاکله «جمهوری اسلامی» بوده است، بنابر این ماهیت آن یک «انقلاب اسلامی» است. از آن جایی که شاخصه این مکتب توحیدی، جهانشمول بودن آن است، بنابراین «انقلاب اسلامی» هم به تبع اسلام، یک «انقلاب جهانی» است. و چون ارزش های اسلامی، همان ضرورتهای فطری و نیازهای الهی انسان ها هستند، لذا، شعار های انقلاب اسلامی، عصاره مطالبات واقعی منطبق بر حقیقت وجودی انسان ها می باشند.

با این مقدمه، بهتری راهکار برای ارائه ارزش های فرهنگی انقلاب اسلامی به جهانیان، باور و پیگیری و تلاش برای تحقق آن ها توسط مردم و مسئولین خود ماست.

 

**امام خمینی(ره) و مسئولان برجسته ی نظام بارها روی این موضوع مهم تکیه کرده اند و در بیانات و نوشته های متعددی نسبت به صدور انقلاب اسلامی، اظهارنظرهایی داشته اند. به نظر شما در طول این سالها چه پتانسیل هایی مغفول مانده است؟

ج= معرفی مفهوم و مصداق ولایت فقیه به امت اسلامی و سایر ملل جهان، بزرگترین امتیاز ملی ما در عرصه بین المللی بوده که تا کنون به بهانه های مختلف مورد غفلت واقع شده است. اگر روحانیت معظم ما از انزواطلبی فارغ می شد و وارد عرصه تبلیغ دین به جهانیان و معرفی تشیع به مسلمانان می شد، جهان اسلام هرگز گرفتار تروریست های تکفیری نمی شد؛ اگر مسولین دولتی و سایر قوا با حضور در مجامع جهانی، بجای معرفی خودشان، به معرفی امام امت اسلامی همت می کردند، امروز جمهوری اسلامی به قطب فکری و ایدئولوژیک جهان تبدیل شده بود؛ اگر رایزنی های فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات به ترویج گفتمان امام خامنه ای پرداخته بودند، اینک گفتمان غالب جهانی شده بود؛ گفتمان «پیشرفت و عدالت همراه با عزت و امنیت» حتماً بر کارکرد گفتمان استکباری ارتجاعی موجود، یعنی « عقب ماندگی و فقر و ناامنی؛ همراه با تحقیر و تخریب و ترور»، غلبه می کرد… این ها فرصت هایی است که ما با غفلت خود، به تهدید علیه مصالح ملی تبدیل کرده ایم.برخی مغرضان یا ساده لوحان، معنای صدور انقلاب را، برابر با صدور تجاوز و جنگ و اشغال سرزمین های دیگران تبلیغ می کنند؛ در حالیکه صدور انقلاب به معنای صدور پیام انسانی و صدور رسالت اسلامی انقلاب است؛ صدور ارزش هایی مانند استقلال، عدم وابستگی به اشرار جهانی، خوداتکایی، آزادگی، پیروی از خصلت های پاک انسانی، ایمان به خالق یکتا و تعهد فطری آدمیان نسبت به یکدیگر، ظلم نکردن و ظلم نپذیرفتن، پایبندی به شرافت اخلاقی وکرامت انسانی و از آن جمله افتخار به حمایت از مظلومان و مستضعفان و مقاومت در برابر ظالمان و ستیز با گردنکشان بین المللی… این معانی و مفاهیم بلند اسلامی و انسانی حقیقتاً مورد نیاز و مطالبه بشریت است؛ هر کس چنین باشد، لااقل خودش در مصونیت و امنیت قرار می گیرد.

 

**یکی از ابزارهای کارآمد در معرفی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی به منظور ترسیم چهره ی واقعی ایران اسلامی و زدودن تحریفات گسترده ناشی از شبیخون فرهنگی غرب، استفاده مطلوب از رسانه های جمعی و بهره گیری از شبکه های اطلاع رسانی بین المللی است. آیا سیاستگذاران فرهنگی ایران و نیز متولیان اجرایی توانسته اند، در این زمینه کارنامه خوبی داشته باشند؟

ج= پاسخ این پرسش را کوتاه عرض می کنم: هر کاری در این زمینه انجام گرفته، در مقابل آن چه باید انجام می گرفت، بسیار ناچیز، غالباً ناقص، اکثراً پراکنده، نسبت به دشمنان و کار رقبای ما، فوق العاده ضعیف و فارغ از آرمان های بزرگ اسلامی انقلاب بوده است. در این زمینه ما منطبق بر مکتب فکری اسلام عمل نکرده ایم؛ در حالی که دشمنان ما جهانی عمل می کنند، ما همواره ملی عمل کردیم؛ آنها با ابزار رسانه ای خودشان از دورترین نقاط عالم وارد کشور و شهر و خانه و حتی اتاق خواب ما شدند و ذهن و ضمیر ما را به محاصره در آوردنده اند؛ ولی ما هنوز، انگار نه انگار که لحظه به لحظه تمام ارزش ها و باورهایمان مورد تجاوز قرار میگیرند، به تماشای تجاوزات آنها علیه همه مقدسات خود نشسته ایم؛ فریاد هم نمی زنیم؛ کمک هم نمی طلبیم؛ و برده وار تسلیم اراده آنها شده ایم… ما به فریاد مظلومان و آسیب دیدگان دیگر در جهان نرسیدیم، تا این که خودمان هم گرفتار شدیم و آسیب دیدیم؛ ما کانون های فساد جهانی را که ناشر همه مفاسد در روی زمین هستند، نادیده گرفتیم و صرفاً از ورود فساد در میان جامعه و کشور خودمان ناراحت شدیم؛ از به فساد کشیده شدن سایر جوامع و نسل های بشری، عصبانی نشدیم و برای نجات آنها اقدام نکردیم؛ تا این امروز جامعه و خانواده خودمان در تیررس مفاسد مفسدین جهانی قرار گرفته اند؛… دین ما «مفسد فی الارض» را «مهدورالدم» می شناسد، ولی ما او را «کدخدای جهان» می نامیم و مذاکره و تفاهم با او را برای خود «افتخار» می دانیم و مذاکره کننده با اراذل و اوباش بین المللی و تفاهم کننده با مفسدین جهانی را مورد تجلیل و تکریم قرار می دهیم و او را در حد یک «قهرمان ملی» بزرگ می شماریم، تا خیانت ملی خود را بپوشانیم؛ اما هولناک تر از این حماقت های عجیبی که مرتکب می شویم، طعنه و نیش زدن و تخریب کردن نیروهای مدافع ارزش ها و فدائیان حریم انسانی و اسلامی ماست؛ ما گاهی ناجوانمردانه حتی علیه مدافعان حریم امنیت و عزت ایران و پاسداران اقتدار انقلاب اسلامی، موضع گیری می کنیم؛ این کارها بالاتر از خیانت و پست تر از هر جنایتی است که دارد اتفاق می افتد… این امور بعضاً توسط کسانی انجام می گیرد که سوگند یاد کرده اند تا نگهبان قانون اساسی و حافظ ارزش های اسلامی و حیثیت ملت شیعه باشند…

 

**شناخت زبان گفتگو، ابزار و شیوه های مؤثر در گسترش و توسعه ی روابط و مناسبات فرهنگی با کشورها در جهت معرفی مبانی، اهداف، مواضع و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران لازم و ضروری به نظر می رسد. عده ای از کارشناسان بر این باورند که ما نتوانسته ایم در این حوزه توفیقی حاصل کنیم.

ج= همین طور است؛ شما حتماً این جمله معروف را که منتسب به جناب ابوذر غفاری است، شنیده اید که می گوید: «از هر دری که فقر وارد شود، از همان در، ایمان خارج می شود»؛ اما چرا ما مفاهیم اسلامی و توحیدی را با نگرش مادی تحلیل می کنیم و چنین کلام روشنگری را در ابعاد مادی محدود کرده و فقط تفسیر به فقر مادی و فقر اقتصادی می کنیم؟ چرا «فقر فکری»، «فقر فرهنگی»، «فقر بصیرتی» و «فقر اخلاقی» را در نظر نمی گیریم؟ مثلاً ثروت مادی هیچ یک از دولتمردان امروز ما، از «میلیارد» به پایین نیست و ثروت مادی بعضی از  آنها «هزارمیلیاردی» است؛ اما آیا این دولتمردان مستغنی و ثروتمند که چنین دلباخته دشمنان بشریت هستند و معتقد به ناتوانی ملت ایران و ضرورت مدیریت ما توسط بیگانگان می باشند، از منظر فکری، نظری، فرهنگی و اخلاقی، گرفتار فقر مفرط و درماندگی نیستند؟ آیا این ثروتمندان مرفه، دچار بی ایمانی و بی اعتمادی به خداوند و بی توجهی به مؤمنان نشده اند؟…

واقعیت این است که بسیاری از مسئولین ما که با اعتبار همین نظام بزرگ و مدعی شده اند، امروزه با مبانی دینی و ارزش های فرهنگی اسلام و سیره پیامبر (ص) و اهل بیت قرآنی آن حضرت –کم یا بیش-، فاصله گرفته اند و بشدت دچار فقر فکری فرهنگی شده و ملت و انقلاب و اسلام ما را به سمت انحطاط پیش می برند؛ و اگر مقاومت صبورانه و حکمت آمیز امام خامنه ای نبود، این حضرات سرمایه عقیدتی و فرهنگی این ملت مظلوم و شرافتمند را بدتر از فناوری هسته ای، در پیشگاه بت بزرگ زمان یعنی آمریکا، قربانی می کردند…

از طرف دیگر باید بپذیریم و دست از تعارف برداریم که ما از ظرفیت های ملی استفاده نمی کنیم و نسبت به نیروهای فراملی و غیر ایرانی عاشق انقلاب اسلامی، به نحو حیرت انگیزی کاملاً بی تفاوت و بی خیال هستیم.

امروز ما به مردم شجاع و انقلابیون فداکار از یمن تا بحرین و حجاز و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین بی توجه هستیم؛ انگار نمی دانیم یا نمی خواهیم بدانیم که اگر مقاومت مردم یمن و سوریه و دیگران شکسته شود، ایرانیان لحظه ای در امنیت نخواهند ماند؛ انگار اصرار داریم که خطر گروه های تروریستی را انکار کنیم یا نادیده بگیریم؛… انگار نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که اگر ارزش های اسلامی و انقلابی را رها کردیم و دیگران را به این حقایق نورانی، دعوت نکردیم و برای این فرهنگ اصیل فطری، همپیمان های جدید نیافتیم، از سوی دشمنان این فرهنگ محاصره شده و تسلیم خواهیم شد و دیگر هیچ ارزش و حیثیت و امنیتی در منطقه و جهان نخواهیم داشت…

 

**فارغ از مباحث تئوریک تا چه حد در عمل توانسته ایم در جهت شناساندن اصول و مبانی انقلاب اسلامی به جهانیان موفق ظاهر شویم؟

ج= به نظر بنده، بجز مواضع عزت آفرین و بنیادین امام خمینی(ره) و مواضع مقتدرانه و مدیریت حکیمانه و جهانی امام خامنه ای که تحولات عظیمی در سراسر گیتی در میان نخبگان برجای گذاشته اند، و همچنین تلاش های استاد علامه مصباح یزدی و به خصوص آیه الله دکتر اعرافی (رئیس جامعه المصطفی) که هزاران مُبَلِّغ شیعه را در پنج قاره جهان تربیت کرده اند، چیز دیگری در شأن انقلاب اسلامی وجود ندارد. زحمات فراوان و تأثیرات فراگیر و شگرف دوره اول ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، متأسفانه سطحی، مقطعی و زودگذر بود.

سینما و تلویزیون و سایر رسانه ها به عنوان یکی از مؤثرترین ابزار معرفی فرهنگ اسلامی و هنر آرمانی، نقش بسیار مهمی دارند که از آنها بهره ی اندکی  گرفته ایم. به ویژه سینمای ایران که در این سال ها به سرعت رشد کرده و با پرداختن به موضوعات و مضامین انسانی، جای خود را در میان ملل مختلف باز کرده است. سینمای پس از انقلاب علی رغم اینکه یکی از توانمندترین ابزارهاست، اما به جز مواردی اندک، هرگز در حد و اندازه رسالت اسلام و انقلاب ظهور و بروز نداشته است.

 

**وقتی با خیلی از رایزن‌ها یا مستندسازان صحبت می‌کنیم، متوجه شدیم در سال‌های اخیر اثرگذاری و نقش انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) کمرنگ شده است. به عبارتی امام خمینی(ره) سنگی به آب انداخت و موج‌هایی ایجاد کرد، اما هرچقدر می‌گذرد، به خاطر کم کاری ما در صدور این امواج، از قدرت آن کاسته شده و رفته رفته کمرنگ می‌شود، شما هم این اعتقاد را دارید؟

ج= البته بخشی از این سخن درست است و علت آن این است که ما بعد از امام خمینی(ره)، به بهانه حرمتگزاری به شخصیت ممتاز آن بزرگوار، مقام امامت امت اسلامی و مرجعیت شیعیان جهان را برای جانشین ایشان نفی کردیم، یا حداقل مسکوت گذاشتیم؛ و این یک خطای راهبردی و خلاف نظر امام خمینی(ره) بود که زیان های بعضاً غیرقابل جبرانی بر فرایند گسترش اندیشه انقلاب اسلامی وارد کرده است. راه اصلاح این سه دهه اشتباه آن است که طبق قانون اساسی و منطبق بر اندیشه امام راحل، فلسفه ولایت فقیه را بازیابی کنیم و مرجعیت و امامت ولایت فقیه را احیا کنیم و مفهوم «اجتهاد» را آن گونه که امام خمینی در منشور روحانیت معرفی کرده، بفهمیم و بازخوانی کنیم. ما باید با عملکرد خود بر انرژی اولیه انقلاب بیفزائیم، نه این که مانع انتشار و حرکت امواج اندیشه های انقلاب اسلامی بشویم و به دست خود، شعارهای انقلاب را تحریف یا بایگانی کنیم.

 

**مجموع عملکردهای سیستم بین‌المللی خارج از کشور ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آمریکا همواره هزینه‌های زیادی کرده و هیچ گاه غفلت از این فضا نداشته است. چنین چیزی چرا در ایران اتفاق نمی‌افتد؟ مثلا برای اینکه ما این ایران هراسی و شعیه گریزی را از بین ببریم، چقدر از ظرفیت و توان دیپلماسی فرهنگی خارج از کشور توسط رایزنان فرهنگی و سایر فعالان این عرصه استفاده کرده ایم؟

ج= البته در پاسخ به سوالات قبلی به این خلاء اشاره کردم. اما اگر واقعاً می خواهید، ضعف آشکار عملکرد بین المللی دستگاه های ذیربط ما را بسنجید، ببینید وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات و رسانه های ما برای نشر و رساندن محتوای دو نامه امام خامنه ای به جوانان و عموم جوامع غربی، چه کرده اند!

 

**چرا ایران با وجود اشتراک‏های تاریخی و تجربه‏های تقریباً مشترک با دیگر کشورهای منطقۀ آسیای غربی، در روابط و تعاملات فرهنگی در این منطقه با چالش‏های فراوانی روبه‌روست؟

ج= معمولاً کشورهای پیشرو، شایسته ترین و تواناترین نیروهای با انگیزه و آماده ی خود را به عنوان سفیر و کاردار و رایزن فرهنگی به سایر کشورها گسیل می کنند، لیکن ما تقریباً نیروهای مشکل دار، خسته و بازنشسته در داخل و یا برعکس، افراد تازه کار خود را به خارج از کشور اعزام کرده ایم… می دانید چقدر از سفرا، کارداران و رایزن های فرهنگی ما طی سی و هفت سال گذشته در خلال مأموریت های مهم خویش، مدارک تحصیلی گرفته اند، یا خودشان و یا یکی از اهل بیتشان به معالجه پرداخته اند یا برای گذراندن دوره «نقاهت سیاسی» و یا «فرصت مطالعاتی» یا «کارآموزی سیاسی» مسولیت پذیرفته اند!؟…

 

**چه قابلیت‏ها و ظرفیت‏هایی در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی وجود دارد که می‏تواند برای کشور ایران در منطقه فرصت فرهنگی ایجاد کند؟

ج= قابلیت ها بی نظیر و غیرقابل شمارش هستند؛ اما چند نفر از کارگزاران جمهوری اسلامی در این چهار دهه، بر اساس شناخت این تجربیات و توانمندی در انتقال آنها گزینش و اعزام شده اند؟… اگر از صاحبنظران بپرسید، تعداد انگشت شماری را می توانند نام ببرند. بنابراین مشکل انتقال ظرفیت های فراوان فرهنگ ایرانی اسلامی، با افراد کم ظرفیت حل نمی شود…

 

**به عنوان سوال پایانی، آینده جایگاه ایران را در دنیا و مناسبات فرهنگی چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ آیا قرار است اتفاقی بیفتد یا خیر؟

ج= نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ چون همه چیز به انتخاب مردم ما بستگی دارد؛ انتخاب یک رئیس جمهور شجاع ولایت مدار استکبارستیز حامی مظلومان، می توانست یک نتیجه بدهد؛ در حالی که یک رئیس جمهور مجذوب یا مرعوب دشمنان جهانی، همه چیز را در گرو اراده «کدخدا» قرار می دهد و به یک «دولت تجاری» متشکل از تجار بازنشسته را تشکیل می دهد که پول های ملت ایران را با قراردادهای محرمانه به شرکت های ورشکسته اروپا اهدا کند… گزینش یک مجلس قوی، کارآمد، انقلابی و مستقل از دولت، نظارت بر امور و اجرای قانون را از دولت طلب می کند؛ در حالی که یک مجلس مطیع دولت یا مرید غرب گرایان یا غیرانقلابی، اوضاع مدیریت کشور را از این هم بدتر خواهد کرد و چوب حراج به هستی ملت و حیثیت انقلاب و ارزش های اسلام خواهد زد…؛ بنابراین انتخاب با خود مردم است که آیا قرار است در آینده اتفاقی بیفتد و یا روند نزول شأن ملت در صحنه جهانی و محاصره ایران توسط اشرار بین المللی و تروریست های دست پرورده آنان، ادامه یابد و به زعم رئیس جمهور محترم ما، بعد از افتخارهای بزرگ دولت در «برجام یک» و نیمه تعطیل شدن فناوری هسته ای و ورود افتخار آفرین جاسوسان رسمی آمریکا، انگلیس و اسرائیل در قالب آژانس انرژی هسته ای به ایران، حالا نوبت به «برجام های دو، سه، چهار» فرا رسیده است؛ لابد بعد از تسلیم شدن به اراده آمریکا، نوبت به تسلیم شدن در داخل به عوامل آمریکاست که بعد از آن لابد نوبت به تسلیم شدن جمهوری اسلامی به مزدوران آمریکا در منطقه و بعد هم تسلیم شدن ایران به اسرائیل فرا میرسد و … پس بنابراین، همه چیز در آینده به انتخاب مردم بستگی دارد و بس !

(روزنامه شهرآرا صفحه ۶ مورخ ۲۸بهمن ۱۳۹۴)

 

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید ...

0 نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟ “مصاحبه با روزنامه شهرآرا”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *