پیوندها

جانشین امام خامنه ای کیست؟

IMAG0323

  متن سخنرانی محمدعلی رامین در نشست سالانه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در مشهد/ تابستان ۱۳۹۳

 

عوذ باالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین و صلی اللهم علی محمد و ال طاهرین

واحد آموزش اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان ۱۳۹۳-۱۳۹۴

 

بحث «تمدن نوین اسلامی» و نقش «بیداری دانشجویی» در ایجاد این تمدن و چشم اندازی که می توان برای این موضوع ترسیم کرد و شناخت موانع و مخالفانی که دارد، یک مسأله مهم و جذاب، فراروی جنبش دانشجویی و همه نخبگان مسلمان و ایرانی است. یعنی کسانی که  وقتی همگان مشغول روزمره گی هستند، آنها به یک موضوعی  فراتر از روزمرگی می پردازند که این نشانه نخبگی، تیز هوشی ، دور اندیشی و آینده نگری آنهاست و قطعا در طراحی و ساختن آینده اثر گذار و نقش آفرین هستند. بدیهی است، افرادی که فراتر از زمان و مکان و محدودیت های روزمره فکر می کنند، پیشگامان و سازندگان آینده هستند.

در ابتدای این جلسه، آیه شریفه «اَمَّن یُجیِب» (آیه ۶۲ از سوره النمل) را، تا انتهای آن، با هم قرائت و ترجمه آن را با هم مرور کنیم:

«اَمَّن یُجیِبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ وَ یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الارضِ ءَالِهٌ مَعَ اللهِ قَلیِلاً  مَا تَذَکَّرُونَ»

خداوند در این آیه، با طرح یک استفهام، به عملکرد ما بندگان  انتقاد وارد می کند و می پرسد: کیست که اگر شما در یک وضعیت اضطراری، در یک حیرانی و سرگردانی قرار گرفتید، و او را به یاری طلبیدید، به کمک شما بیاید و وضعیت بحرانی و شرایط ناگوار شما را اصلاح کند و شما را به شرایط مطلوب و سرمنزل مقصود برساند؟ جز خدا کیست؟

البته ما معمولا این آیه را فقط در امور شخصی و مسائل جزئی مورد توجه قرار می دهیم و اشکالی هم ندارد، اما معنای آیه از طرح این پرسش انتقادی، توجه دادن به ما در مورد هدف خلقت ماست.  چون در ادامه می فرماید: « وَ یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الارض ءَاِلهٌ  مَعَ الله» یعنی شما خلق شده اید برای اینکه خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین باشید؛ برای اینکه برگزیدگان پروردگار در این کره خاکی باشید؛ برای اینکه بتوانید حتی بدون کمک فرشتگان و ملائکه الهی، همه ی امور حیات خود را تدبیر کنید؛ برای اینکه بتوانید، از چیزهایی که در زمین و آسمان ها در اختیار شما قرار داده شده، به درستی استفاده کنید؛ با اراده صحیح خودتان و در مسیر اراده الهی، ابر و باد و مه و خورشید و فلک و همه موجودات از جاندار و گیاه و جماد را مهار کنید و در راستای اهداف خلقت به کار بگیرید؛  شما قرار بود «خلیفه الله» باشید؛ چرا این جایگاه با عزت و اقتدار در حیات مادی را رها کردید و در کنار خدا و یا به جای خدا، همان چیزهایی را که قرار بود ابزار معرفت الهی شما و در خدمت بندگی شما باشند، در مقام خدایی نشانده و خود را ابزار و برده آنها کرده اید؟ شما طرح با عظمت الهی خلقت خود را رها کرده و طراحی ناقصی را که دون شأن شماست، برگزیده اید؟ واقعاً حیف از شما نیست که با انتخاب بیراهه ها و هدف گذاری های اشتباه، گرفتار سرگردانی و حیرانی بشوید!؟… بعد در خاتمه آیه می فرماید «قَلیِلاً ما تَذَکَّرُونَ» یعنی متأسفانه از میان شما افراد بسیار کمی هستند که متوجه و متذکر این قضیه باشند که مأموریت انسان، «خلیفه اللهی» بوده است…

در این نشست، بحث بنده با شما در راستای تفهیم و تحقق این مأموریت الهی است.

امام علی (ع) می فرمایند:

یستدل على ادبار الدول باربع:

تضییع الاصول و التمسک بالفروع (بالغرور)

و تقدیم الاراذل و تأخیر الافاضل

 افول حکومت ها و تمدن ها چهار پایه و علت دارد: یستدل علی ادبار الدول باربع:

چهار دلیلی که برای افول و فروپاشی تمدن ها و دولتهای قدرتمند وجود دارد، عبارتند از:

۱- تضییع الاصول: اینکه اصول، ضایع و مبانی و ارزش ها، رها شوند یا خفیف و ذلیل و ضایع بشوند. اگر این اتفاق در یک تمدن افتاد، پایه اساسی آن تمدن فرو می ریزد. اما این «اصول»، کدام مبانی و ارزش ها هستند؟ یکی اصل «عدالت» است که اگر عدالت حاکمیت پیدا نکرد، دولت ناتوان، جامعه متزلزل و اساس مدنیت ضعیف می شود؛ دیگری اصل ضرورت «معنویت» است که اگر اندیشه و انگیزه آدمیان صرفاً در مادیات محدود و محصور شود، افراد و جوامع حتی اگر به بالاترین پیشرفت مادی هم برسند، آسیب می بینند و حالت نشاط روحی و امنیت روانی و شور و عواطف انسانی و بهجت معنوی را از دست می دهند؛ اصل دیگر، «عقلانیت» است؛ منظور این است که افکار و گفتار و رفتار انسان، بر اساس احساسات متغیر و هیجانات کاذب و تحت تأثیر فضاهای ذهنی القایی و تخیلات و توهمات فرضی نباشد، وگرنه آدمی در مواجهه با واقعیات، دچار خطای روانی و محاسبات غلط در تصمیم گیری های مهم زندگی می شود. اگر در رفتار آدمیان، ایثار و اخلاص و تواضع و عمل به تعهدات و صداقت و امثالهم نباشد، اصول رفتاری و هنجارهای اجتماعی بهم می ریزد. اصل دیگر نیاز به «پیشرفت» دائمی و تکامل مستمر در همه ابعاد، به خصوص امور معنوی است که موجب سعادت و احساس رضایتمندی آدمیان می شود و تولید انگیزه و نشاط برای کار و تلاش در جهت تعالی و ترقی فرد و جامعه می کند. اصل بعدی که از نظر اولویت، فوق العاده مهم و تعیین کننده است، «امنیت» فردی و اجتماعی می باشد، که اگر امنیت نباشد، هیچ اصل و ارزش دیگری باقی نمی ماند. پس بنابراین اصول «عدالت» و «معنویت» و «عقلانیت» و «پیشرفت» و «امنیت»، اصولی هستند که مایه عزت و عظمت فرد و جامعه می شوند و اساس ماندگاری فرهنگ ها و تمدن ها و حکومت های بشری بوده و هستند.

۲- والتمسک بالفروع: متوسل و متمسک شدن به فروع و سرگرم شدن به حواشی و مسایل جانبی و غیر مبنایی و غیر اولویت دار، هر دولت و حکومتی را سرگردان و مستأصل می کند. مثلا اگر از کلیت یک جامعه، منافع و مسائل مطلوب یک درصد جامعه درنظر گرفته شود و نیازهای فطری و واقعی ۹۹ درصد دیگر جامعه رها شود، عموم جامعه دچار افسردگی و انفعال و سرخوردگی و سپس دچار طغیان می شوند و مدیریت رشد و هدایت چنین مردمی که یا به عصیان روی می آورند و یا گرفتار انزوا می شوند، بسیار سخت خواهد بود.

۳-تقدیم الاراذل: واقعا اراذلی که امروز بر تمدن بزرگ مادی چند صد ساله غرب حاکمند، عامل اصلی افول و بلکه سقوط تمدن غرب می باشند و میراث عظیم علمی و صنعتی نخبگان و فرزانگان جوامع خود را نابود می کنند. ابر قدرتی مثل آمریکا که بعد از جنگ دوم توانست بر سراسر عالم مسلط شود، امروزه رهبرانش چه کسانی و با چه امتیازات بشری هستند؟ اگر اندکی به شخصیت بیمار و نامتعادل این رهبران سیاسی غرب توجه کنیم، دلائل خیلی از بیچاره گی ملل تحت سلطه و ستم آنها را درک می کنیم: محبوب ترین روسای جمهوری امریکا در این ۶۰ ساله اخیر چه کسانی بودند؟ مثلا جان اف کندی با داشتن زن و فرزند، بقول آمریکاییها با «بمب سکس هالیوود» به نام «مریلین مونرو» رابطه برقرار کرد و آبرو و حیثیت خودش را برد؛ بعد هم آن زن را در رختخوابش کشتند (پنجم آگوست ۱۹۶۲) و خود کندی هم که با «گلدامایر» نخست وزیر رژیم صهیونیستی مشکل پیدا کرده بود، در باند های فساد و فحشا گرفتار آمد و بالاخره در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ در ملاءعام ترور شد. ریچارد نیکسون سی و هفتمین رئیس جمهور آمریکا بخاطر تغلب و فریبکاری در ماجرای «واتر گیت» در ۹ آگوست ۱۹۷۴ برکنار شد. رونالد ریگان یک هنرپیشه معروف سینما و تلویزیون، با همان خصوصیات هنرپیشگان هالیوودی توانست چهلمین رئیس جمهور آمریکا شود. بیل کلینتون چهل و دومین رئیس جمهور آمریکا هم با «جنیفر فلاورز» هنرپیشه تلویزیون رابطه داشت و هم یک معشوقه یهودی به نام «مونیکا لیوینسکی» حیثیتش را بر باد داد. جورج دبلیو بوش پسر، چهل و سومین رهبر ابرقدرت آمریکا، با ضریب هوشی پائین تر از حد متوسط آمریکاییها و سوابق منفی رفتاری، در جوانی «دائم الخمر» بوده است. او نیز مانند پدرش عضو فرقه «جمجمه و استخوان» (the order of skull and bones)، یک لژ فراماسیونری بود. این فرد که از رقیب انتخاباتی خود «الگور» رأی کمتری آورد و برای نخستین بار توسط «هیأت های انتخاباتی» به ریاست جمهوری رسید، حادثه ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ را برایش طراحی و اجرا کردند و او هم برای نشان دادن اقتدار، با اشغال افغانستان و عراق، به قول خودش، به «جنگ جهانی علیه تروریسم» پرداخت؛ در حالی که محبوبیتش در خود آمریکا حدود ۲۸درصد بود، توانست به بهانه جنگ جهانی علیه تروریسم، صدها هزار انسان بی گناه را بکشد، سرزمین های اسلامی افغانستان و عراق را تخریب بکند و با اسارت هزاران شهروند محروم این کشورها، آنها را در اسارتگاه ها (ابوغریب- گوانتانامو- …) تا حد تروریست های وحشی و ضد بشری تربیت و سازماندهی کند و به جان همه جهانیان بیندازد. در نتیجه محبوبیتش از ۲۸درصد به ۹۰درصد افزایش یافت !!!  باید هرکس از خود بپرسد، آیا این قدرت شیطانی با ارتکاب چنین جنایاتی ماندگار است یا رفتنی؟ وضعیت بحران مدیریت انگلیسی تبارهای آمریکا به آنجا کشید که این رژیم نژادپرست که  همواره دشمن رنگین پوست ها بوده، ناگزیر از انتخاب یک «دو رگه» به نام باراک اوباما شد تا چهره ضدبشری ایالات متحده را اندکی بزک کند و آنچه که در جنگ های بوش پدر و پسر علیه مسلمانان به دست نیاورده بود، با فریبکاری اوباما به دست آورد. در مورد رؤسای سایر کشورهای غربی هم فضاحت های متوالی به صورت متعارف در آمده است:

 «سیلویا برلوسکونی» نخست وزیر ایتالیا با معشوقه های متنوعش به اوج محبوبیت در غرب رسیده و افشاگری ها از برگزاری مجالس با دختران جوان و نوجوان خارجی (از اروپای شرقی تا آمریکای جنوبی) در ویلای شخصی او و نیز با وجود شکایات فراوان از سوی دختران و زنانی که از دست وی آزارهای جنسی دیده اند، خللی در جایگاه و اعتبار سیاسی او وارد نشده است.

زندگی زناشویی بدون ازدواج رئیس جمهور فعلی فرانسه، فرانسوا اولاند با زنانی مانند «سگولن رویال» و «والری تریر وایلر» و نیز افشای رابطه جنسی با هنرپیشه معروف سینما و تلویزیون «ژولی گیه»، دیگر کسی را در غرب به تنفر یا حتی تعجب هم وانمی دارد. رئیس جمهور قبلی فرانسه «نیکولا سارکوزی» نیز زنان مختلفی را تجربه کرده است: «ماریا دومینیک کولیولی»، «سیسیلیا سارکوزی» و سومی نیز «کارلا برونی» که یک مانکن مشهور فرانسوی است که قبلاً روابط جنسی او با «لوران فابیوس» نخست وزیر سابق و وزیر خارجه فعلی و همچنین با «لوک فیری» وزیر پیشین آموزش فرانسه و دیگران، افشا شده بود. فساد فراگیر خاندان سلطنتی و شاهزادگان انگلیس بخصوص ماجرای هرزگی پرنس چارلز و همسر مقتولش پرنسس دایانا و دیگران، شهرتی جهانی دارد….

خلاصه غرض از طرح این نکات توجه به این واقعیت تلخ است که وقتی شصت سال پیش رئیس جمهور آمریکا بخاطر خوش تیپی خودش و زیبایی همسرش «ژاکلین کندی» برگزیده شد، بیراهه ای فراروی جوامع غربی قرار گرفت و متجاهران به فسق و فساد علنی بر جوامع غربی حاکم شدند؛ آنها نیز برای حفظ و تقویت جایگاه خود، به ترویج و تبلیغ مفسدان، فاحشه ها و همجنسبازان در جوامع جهانی روی آوردند و اراذل و دشمنان فضائل اخلاقی را در میان ملل،  به الگوهای اجتماعی تبدیل کردند… این گونه یک چرخه باطل پدیدار شد که هرچه پیش می رود، بدتر و غیر انسانی تر می شود.

این است که امروز در عمل، مفسد ترین های روزگار، بر سرنوشت ملت هایی حکومت می کنند که بسیاری از مردم آنها، مومن و عاقل و عادل و دانا و شایسته هستند. نباید تصور کرد که مردم غرب همه آدم های بی دین، بی اخلاق و بی اصالتی هستند؛ نه چنین نیست! بلکه با نفوذ و سلطه همه جانبه صهیونیست ها، فرهنگ ملت ها واژگون و هنجارها شکسته شده و سیاست ها و رهبرانی بر این جوامع تحمیل شدند که اجازه نمی دهند، سرنوشت ملت ها با دین و فرهنگ انسانی احیا بشود و این جوامع در مردابی از مفاسد و بی عدالتی و دروغ و فریب رسانه ها درحال غرق شدن هستند، بدون اینکه خودشان حق انتخاب داشته باشند. یعنی هر سیاستمداری را که براساس همان نظام لیبرال کاپیتالیسم، به صورت دموکراتیک انتخاب می کنند، همان سیاستمدار در چنبره صاحبان اصلی ثروت و قدرت پشت صحنه، مردم را در باتلاق های طراحی شده توسط مثلث سلطه «زر و زور و تزویر» غرق می کنند و همه ی اصالت های انسانی و فرهنگی آنها را به لجن می کشند. این فرایند ظالمانه و انحطاطی، یک مصیبت بزرگی است که هم از طریق رسانه ها (بخصوص اینترنت) سایر جوامع را آلوده می کنند؛ و هم خودشان در مسیر سقوط کامل تمدن غرب شتابان می تازند.

۴-تاخیر الافاضل: دلیل چهارم اِدبار و سرنگونی حکومت ها و تمدن ها، این است که انسان های ارزشمند و دانشمند و فاضل و توانا و با تقوا و متفکر و حکیم، هیچ نقشی در سرنوشت جوامع خود نداشته باشند. یعنی آن انسان های شایسته و کارآمد که عامل رشد و پیشرفت و همگرایی و سعادت جوامع خود هستند، حاشیه نشین بشوند و امور عمومی و مشترک آدمیان به دست نادان ها، ناپاکان، ناتوانان و فاسدان بیفتد؛ در این فرایند، حتی زحمات فکری علمی و تلاش ها و تولیدات صنعتی دانشمندان برتر جوامع در اختیار همان جاهلان و فاسدان قدرتمند قرار می گیرد و مورد سوءاستفاده واقع می شود. در چنین شرایطی، جهل و ناپاکی و ناتوانی و فساد و تبعیض، جامعه و حکومت را فرا می گیرد و قطعا این عوامل، باعث سقوط ارزش های اصیل آن فرهنگ ها ، تمدن ها و اقتدار جهانی آن حکومت ها خواهد شد. بنابراین کلام امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام را هرکس نفهمید و یا عمل نکرد، زیان هایس جبران ناپذیر خواهد دید.

این عوامل چهارگانه که الآن در غرب به آشکارترین حالت نمودار شده اند، هر ناظر آگاه و بی طرفی را به قطعیت می رسانند که این تمدن قدرتمدار غرب به انتهای کار خود رسیده، چون خودش را از درون محکوم به نابسامانی و حیرانی و انحطاط و انهدام کرده است. باید توجه داشت که  هیچکس نمی تواند چنین تمدن عظیم و حکومت قدرتمداری را از بیرون تهدید کند، ولی خودش از درون می تواند این کار را انجام بدهد.

خب الآن شما دانشجویان متفکر و جوانان آینده نگر از سراسر کشور در اینجا جمع شده اید، در حالی که بسیاری از جوانان هم سن و سال شما در همه جای جهان و حتی در همین مملکت اسلامی، دچار یاس و تردید و بی برنامه گی و روزمره گی و «زندگی بدون آرمان» هستند و خستگی و تنبلی و بی هدفی، نشاط جوانی و انگیزه و امید و شوق هدف گذاری و برنامه ریزی و تلاش را ازآنها گرفته است؛ شما آمده اید یک هفته دور هم جمع شده اید ، فکر کنید، برنامه ریزی کنید تا در راستای ایجاد یک «تمدن نوین اسلامی» زندگی خود را سامان بدهید. اگر این اندیشه را سی یا چهل سال پیش به ما می گفتند، تعداد اندکی از ما باورمان می شد که می توانیم در این زمینه تفکر و هدف گذاری و یا حتی برنامه ریزی کنیم؛ اما اینک آثار و نشانه هایی از توانایی خود برای ورود به این عرصه را مشاهده می کنیم؛ اگر برخی از ما هنوز هم باور نکنیم، لیکن دشمنان ما به این چشم انداز فراروی ما اذعان دارند؛ چون مسیر کلی و هدفگذاری کلان نظام و امام ما را می بینند.

پرسش ضروری در این بحث این است که مولفه های ایجاد تمدنی که باید تاسیس بشود، چه چیزهایی هستند؟ کدام پایه و اساس و مبنا می خواهد و می تواند یک تمدن مطلوب را بسازد؟

نخستین پایه یک تمدن، وجود یک«جهان بینی» با «مکتب فکری» و یک «ایده ئولوژی»  فراگیر است، چه مادی باشد و چه الهی. یعنی باید ابتدا یک جهان بینی با نگاه جامع الاطراف و فراگیر به صورت مدون موجود باشد تا بر آن اساس، بشود یک تمدنی را ایجاد کرد. تمدن مادی غرب حداقل ۲۰۰ سال در مبارزه فکری با کلیسای ضدعلم و ضداندیشه و ضدآزادی و ضدپیشرفت، تلاش کرد، بعد از آن صد سال پایه های نظری خودش را تدوین و تنظیم و تثبیت کرد تا توانست، در دویست سال اخیر یک اقتدار جهانی را کسب کند. یعنی ۵۰۰ سال از دوران افول تمدن ۱۰۰۰ ساله کلیسایی سپری شده تا به اینجا رسیده اند.

ما اینک در سی و هفتمین سال تأسیس حکومت اسلامی خود هستیم. لابد فکر می کنید که شما هم برای ایجاد یک تمدن جهانی اسلامی ۲۰۰-۳۰۰  سال زمان برای طراحی و پایه ریزی نیاز دارید! ولی واقعیت آن است که برای شما همه چیز از قبل مهیا و آماده شده است؛ شما نیازی به این ۲۰۰ سال پایه ریزی مبانی ایدئولوژیک و جهان بینی توحیدی و انسانی الهی خودتان ندارید. همه چیز در اختیار شماست. مکتب فکری اسلامی شما، «ایدئولوژی» و شریعت دارد. در مقام مقایسه با غرب، مثلاً «مسیحیت» شریعت ندارد؛ شریعت یعنی «دستور العمل های اجرایی برای زندگی» یا به تعبیری ارائه «سبک زندگی». اناجیل چهار گانه در واقع گفته های حواریون حضرت مسیح است؛ عمدتاً فقط یک سخنرانی کوتاه از حضرت مسیح  بالای کوه نقل کرده اند و بقیه اش اقوال اصحاب و حواریون آن حضرت است. در این مقایسه، اناجیل چهار گانه مثل کتبی است که از اقوال اصحاب و پیروان پیغمبر نوشته شده است؛ که حتی روایات خود پیغمبر هم نیستند، بلکه فقط استنباط از روایات و احادیث رسول الله (ص) می باشند. بنابراین چون در کتب اربعه «اناجیل چهارگانه» مسیحیان هیچ گونه شریعتی وجود ندارد، پاپ ها مجبور به صدور دستوراتی بر اساس «تشخیص شخصی» خود بودند و از قرن شانزدهم میلادی هم گروه معارض با کاتولیک ها یعنی «پروتستانت ها» به تحریک یهودیان، خودشان را «افانگلیست» (یعنی فقط متکی به اناجیل چهارگانه) و فارغ از سلطه پاپ ها معرفی کردند و لذا بعدها ناگزیر به تبعیت از دستورات تورات یهودیان شدند؛ طی این پنج قرن اخیر، خلاف هزار و پانصدساله دشمنی تاریخی میان مسیحیان کاتولیک و یهودیان، آرام آرام یک پیوند عقیدتی و عملی میان یهودیان و کلیساهای نوظهور مسیحی در غرب، ابتدا در آمریکا، پدید آمد که در نتیجه آن، امروزه مسیحیان از جمله شخص پاپ، به بردگی یهودیان در آمده اند؛ بعضی ها بخاطر مخالفت با پاپ (یعنی پروتستانت ها) و بعضی بخاطر پیروی از پاپ (یعنی کاتولیک ها) مجبور به تمکین از یهودیان شده اند؛ بعد از جنگ دوم و سلطه بلامنازع یهودیان به بهانه هولوکاست، پاپ ناگزیر از پذیرش رسمی اسرائیل شد.  

یهودیان بعد از هزار و پانصد سال طراحی و تلاش، بالاخره توانستند، مسیحیان را علیه هویت تاریخی مسیحیت بشورانند و ضمن متفرق کردن آنها، همگی را به زیر سلطه خودشان درآورند. البته یهودیت چون شریعت دارد و مسیح نیز یک «یهودی مرتد» تلقی می شود، یهودیان در کار خود تا اینجا موفق شدند که هم تعصب دینی مسیحیان را از آنها سلب کنند و هم تعصب یهودیت را بر آنها تحمیل کنند. احتمالاً گام بعدی یهودیت این خواهد بود که مسیحیان را به عنوان پیروان یک «یهودی مرتد» تحت سرزنش و تحقیر و تعقیب قرار دهند.

در مقام «مقایسه تورات و اناجیل و قرآن»، می توان گفت: «اناجیل»، سخنان اصحاب و تابعین حضرت عیسی بن مریم است؛ «تورات» غالباً حرف های پیامبران بنی اسرائیل و دیگران است؛ البته قطعات کوتاهی (بعضاً تقطیع یا تحریف شده، به جز الواح ده فرمان) از کلام الهی در تورات وجود دارد؛ و «قرآن» تنها کتابی است که فقط پیام و کلام الهی است. فقط در قران، خداوند با بشر حرف زده است؛ اگر سخنی از قول پیامبران یا دیگران هم نقل شده، باز هم با بیان و کلام خداوند منتقل و ذکر شده است. قرآن تنها کتاب الهی است که از لحظه نزول وحی بر پیامبر اعظم، مکتوب و محفوظ و خدشه ناپذیر مانده است. در کنار قرآن، ده ها کتاب «حدیث» به نقل از پیامبر(ص)، شبیه به چگونگی محتوای کتاب تورات، وجود دارد؛ و همچنین صدها کتاب به نقل از اصحاب رسول خدا (ص) و تابعین و محدثین، شبیه به چگونگی کتب اناجیل، وجود دارد؛ علاوه بر آن صدها کتاب در تفسیر و کلام و فقه و اصول و تاریخ … نوشته شده که اکثراً مراجع مکتوب مسلمین هستند. پس محتوای جهان بینی اسلامی و ایدئولوژی مدون آن موجود است که باید صرفاً خوانده و فهمیده و اجرا شود.

ویژگی دوم این جهان بینی که باید پایه و مبنای تمدن نوین اسلامی قرار گیرد، انطباق کامل آن با فطرت آدمیان است؛ یعنی اختصاص به یک قوم یا قبیله یا نژاد یا نسل و یا یک عصر خاصی ندارد؛ بلکه منطبق است بر فطرت آدمیان از اولین تا آخرین و از شرق تا غرب. در حالی که دین یهود هم که شریعت دارد، فقط دین نژاد و اقوام یهودی است و بس؛ و دیگران نمی توانند «یهودی» بشوند؛ دیگران فقط اجازه دارند، تابع و مطیع و برده یهودیان بشوند؛ مانند «بهائیت» (ازمسلمانان مرتد) و «شاهدان یهوه» (از جدا شدگان کلیسای کاتولیک و پروتستان).

مبنای ضروری دوم برای ایجاد تمدن ها، داشتن یک چشم انداز و یک آرمان است. اگر کسی فکر کند بدون آرمان می تواند، یک تمدن را بنا نهد، اشتباه می کند. حرکت به سوی تشکیل یک تمدن، آرمان و اهداف دور و متعالی می خواهد تا رهروان و پیروان بتوانند، آن اهداف را گام به گام و مرحله به مرحله به سوی مقصدشان پیش ببرند و با کمک آنها، خودشان نیز پیش بروند. چشم انداز شما در تشکیل این تمدن نوین اسلامی چیست؟ قطعاً «ایجاد عدالت جهانی» است؛ چون عدالت را نمی توان محلی و ملی و منطقه ای به دست آورد.

نقشه راه برای نیل به این عدالت چیست؟ و از چه مسیری باید به این عدالت رسید و یا از چه مسیری باید تحقق این عدالت را دنبال کرد؟ حتماً از مسیر «پیشرفت». پس «پیشرفت و عدالت» دو مؤلفه در فرایند تکاملی برای حرکت به سوی آرمان ها و چشم انداز های تمدن اسلامی است. نتیجه «پیشرفت» و «عدالت»، باید «عزت» و «امنیت» باشد. چشم انداز بزرگ این تمدن آن است که انسان را به جایگاه اصلی خودش برساند. جایگاه اصلی انسان «خلیفه اللهی» یعنی جانشینی خداوند در زمین است؛ و نه «جایگزین خدا» شدن در زمین؛ آن طور که تمدن غرب بر بشر تحمیل کرده و رابطه اش را با خداوند قطع کرده است !

الآن تمدن غرب، انسان را جایگزین خدا کرده است؛ یعنی هر چه تمایلات نفسانی آدمی اراده کند، «خوب» و شایسته و از حقوق آدمیان تلقی می شود. حتی اگر همجنس بازی، بی عدالتی، ظلم و گردن کشی و استکبار و نژادپرستی و دروغ و تجاوز و فریب و اشغال گری باشد؛ اگر طبق امیال صاحبان ثروت و قدرت باشد، باید توسط دیگران (روشنفکران و رسانه ها) توجیه گردد و «خوب» تلقی شود و یا با سکوت پذیرفته شود. این امور یقیناً خلاف فطرت و عقل سلیم بشریست که فعلاً بر جوامع تحمیل شده است. شما می خواهید انسان را از فریب «جایگزین خداوند» شدن و با خدا قهر کردن و علیه خود و دیگران و ضد طبیعت قیام کردن، برهانید و او را در جایگاه شایسته «جانشین خداوند» شدن، قرار دهید؛ تا بتواند سعادت خود را در نجات دیگران ببیند و تکامل انسانی خود را در بندگی خدا و تفاهم کامل با عقل فطری خویش و در سازگاری با همنوعان و سایر اجزای طبیعت و خلقت، دنبال کند. بشری که این همه تلخکامی قرون اخیر را تجربه کرده، تشنه چنین مکتب و آرمان و مرامی است.

مولفه سوم تمدن ها وجود جامعه ای شامل «انسان های مطلوب مکتبی» و آرمان دار است. در تمدن مورد نظر اسلام، انسانی متکامل و تعالی طلب و رو به رشد و مقصدشناس و تکلیف مدار، منظور نظر است. انسانی «خودآگاه» و «خداباور» که برنامه الهی «وَ ما خَلَقتُ الجِّنَ وَالاِنس اِلّا لِیَعبُدون» را بپذیرد و وعده خلقتش «اِنّیِ جاعِلٌ فِی الارضِ خَلیِفَه» را بپسندد و مقام خلیفه گی خدایی را با هیچ مقام دیگری معاوضه نکند.

نخستین مختصات این انسان، خودآگاهی اوست؛ یعنی حق و شأن و شخصیت خودش را می شناسد و سرشت پاک و هویت برجسته و ممتاز خود را به هر بهانه ای، تنزل نمی دهد و برده شهوت و شهرت و قدرت و ثروت نمی شود. این انسان خودآگاه، خداباور هم هست؛ در ورای مسائل مادی، خدایی را می بیند که خالقِ رازقِ قادرِ متعال است و همه چیز در دست اوست. این انسان خودآگاهِ خداباور، متعهد و مسئولیت پذیر و رسالت مدار هم هست. در جامعه ای که  بزرگترین مشکلش «مسئولیت ناپذیری» و «تعهدگریزی» است، شدیداً نیازمند انسان متعهد و مسئولیت پذیر است. یک زمانی «حرف افراد» بالاترین سند بود، چون در پیشگاه خداوند ثبت و ضبط شناخته می شد؛ به قول آن ضرب المثل معروف، «طرف، سرش برود، قولش نمی رود»؛ یعنی تا پای جان، پای وعده شفاهی خود می ماند؛ اما حالا ممکن است بعضی ها، بالاترین سندها را بدهند ( قول شفاهی، وعده مکتوب، چک، سفته، مُهر، امضاء، اثر انگشت، شاهد عادل، ناظرمطمئن، ضامن معتبر…)، ولی بازهم، خلف وعده بکنند! این امور که نوعی «دبه درآوردن» است، میراث فرهنگ ضدبشری فریب و نیرنگ و زورگویی و جنگ افروزی است که بر ملل تحت سلطه نیز تحمیل شده است و گاهی چند نسل را قربانی می کند تا اصلاح شود.

از جمله مختصات دیگر «انسان تراز تمدن اسلامی»، «تکلیف مداری» و «دشمن شناسی» و «مرگ آگاهی» است. اگر انسان، تکلیف شرعی و اولویت اجتماعی و ضرورت عصر و زمان خود را نشناسد، به اشتباه می افتد؛ اگر انسان، دشمن دین و ارزش ها و مصالح خود را نادیده بگیرد، گرفتار غفلت و فریب و غافلگیری و شکست می شود؛ اگر انسان بصیرت نداشته باشد، گاهی دوست و دشمن را جابجا می گیرد.

یک بخش از دشمن شناسی، شناخت و تشخیص عوامل دشمن است. بخش دیگر از مختصات دشمن شناسی، شناخت راه ها و روزنه های نفوذ دشمن است. «انسان تراز تمدن اسلامی» در برابر نیرنگ و حیله دشمن، نفوذ ناپذیر و سلطه ستیز است و در عین حال، دشمنان را آزاد نمی گذارد تا هر فتنه و توطئه ای را علیه او و آرمان هایش طراحی و اجرا کنند؛ بلکه او هم به مبارزه با دشمنان می اندیشد و با برنامه ریزی و شجاعت، اقدام می کند. چنین افرادی مؤمن به خدا و قیامت و حیات ابدی و اهل «امر به معروف و نهی از منکر»، مجموعه ای را تشکیل می دهند که «امت» نامیده می شود.

چهارمین رکن که شاید اساس تحقق سایر ارکان برای ایجاد «تمدن نوین اسلامی» باشد، وجود رهبری دانا، توانا، بصیر، مدیر، مدبر، حکیم، صبور، مهربان، متواضع، شجاع و خیرخواه است؛ حتی برای تمدن های مادی هم این امر، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است؛ تا زمانی که رهبری قاطع، مدبر و حکیم در رأس قدرت نبوده، هیچ تمدنی ایجاد نشده و یا اگر ایجاد شده، دوام نیاورده و باقی نمانده است. هرگز با امثال شاه سلطان حسین های ترسو و منفعل و واداده، نه تمدنی به وجود آمده و نه تمدنی باقی مانده است.  

در مقوله شکل گیری «تمدن اسلامی»، بعد از مکتب اسلام، بالاترین نقطه و برترین امتیاز مسلمین در عرصه جهانی وجود رهبری آگاه، بصیر، شجاع، با تقوا، خیرخواه وحکیم است که حقیقتاً عصاره فضائل امت و نماد مکتب است.

شما مقایسه کنید و ببینید در جهان معاصر، کدام رهبری توانسته است در طی دو-سه دهه، کشور مخروبه اش از جنگ تحمیلی و دوران ستم شاهی را در یک محاصره فراگیر سلطه طلبان جهانی، با تحریم های نابودکننده و با وجود یارانی بی وفا و غیر متعهد و فتنه گر، در کمال صلح و آرامش و امنیت، به پیشرفت همه جانبه و اقتدار و عظمت جهانی برساند و تا جایی هم که ممکن بوده، به عدالت نزدیک کند. نقش شایسته ترین رهبر معاصر جهان که پاک ترین و نجیب ترین امتیاز انسانی ماست، مورد احترام دوستان فراوان و مخالفان منصف در شرق و غرب عالم است.

اگر ما هوشمندی و فراست و ذکاوت و دوراندیشی این «امام عادل» را درک کنیم و به شایستگی قدر بدانیم، با همین عنصر الهی که محصول ممتاز مکتب الهی ما در فصل غیبت معصوم است، می توانیم به سرعت «تمدن جهانی اسلام» را که طلیعه ظهور منجی خواهد بود، ایجاد کنیم. اگر جایگاه و قدرش را و نیاز بشریت به چنین رهبر و امام حکیمی را باور کنیم، احیای تشیع و اسلام راستین در میان بشریت، تسهیل و تسریع خواهد شد. اگر هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی در مجامع جهانی، شخصیت و افکار و منویات امام خامنه ای را به جهانیان می شناساندند، امروز بشریت یک گام بزرگ به حقیقت اسلام و نجات خود نزدیک شده بود.

رهبری که نزدیک به سه دهه تلاش بی وقفه برای تأمین عزت و امنیت، همراه با پیشرفت و عدالت از طریق حکمت و عقلانیت را به جهانیان نشان داده، در نظام تفکر اسلامی، یک شاخص انسانی و حجت خدایی بر روی زمین است. این حجت الهی، راهنمای بشریت به سوی خدا و رستگاری خویش است. اگر تمام رهبران و سیاستمداران و احزاب سیاسی جهان، همه افراد جوامع را به سوی خودشان دعوت می کنند، امام خامنه ای، هیچ کسی را به سوی خودش دعوت نمی کند، بلکه همگان را به سوی خدا و در جهت سعادت دنیا و آخرتشان فرا می خواند؛ کسی را فریب نمی دهد؛ هیچ رقیبی را تخریب یا افشاء نمی کند؛ هیچ دشمنی را نسبت به خودش امیدوار نمی سازد و به طمع نمی اندازد؛ هیچ ظالمی را علیه مظلومان یاری نمی دهد؛ و هیچ مظلوم و بی پناهی را در برابر ظالمان، تنها نمی گذارد… چنین انسانی فارغ از دین و ملیت و زبان و نژادش، مورد نیاز و مورد احترام بشریت است؛ زیرا او حریم حرمت ارزش های فطری و نماد سرشت نیکوی آدمیان است؛ چون نائب امام معصوم(عج) و نماینده شریعت محمدی (ص) و سخنگوی حکومت علوی (ع) می باشد، شایسته ترین معرف آن اولیاءالهی هم هست.

شما مطمئن باشید، اگر جهانیان با اندیشه ها و انگیزه های پاک این همنوع ممتاز خودشان آشنا بشوند، به سرشت انسانی خویش بر می گردند و او را چون گوهری گرانبها قدر می شناسند.

بنابراین مولفه های «مکتب-آرمان- شریعت- امت- امامت» به عنوان مبنای تاسیس تمدن اسلامی هستند و پایه اولیه و بستر این تمدن، شما جوانان دانشجو و طلبه هستید؛ ما احتیاج به «انسان مطلوب اسلام» داریم؛ شما آن انسان هایی هستید که باید ساخته و آماده بشوید؛ و الان فصل ساخته شدن شماست. این تعبیر «بیداری دانشجویی» که امام خامنه ای (روحی له الفدا) به کار بردند، تعبیر بسیار با شکوهی است. این را هم بدانید که تمام برنامه های خداوند و معارف اسلامی، از عقاید گرفته تا اخلاق و احکام، همه برای این است که انسان «بیدار» بشود و بیدار بماند.

بیداری دانشجویی، بیداری جوانی است؛ انسان جوان، مجموعه ای از توانمندی ها و ظرفیت های عظیم را داراست که می تواند، کوه ها را جا به جا کند؛ این جوان اگر نیروهایش را به کار بگیرد و متمرکز و هدفمند حرکت کند، خیلی از کارهای ناشدنی را می تواند، به سرانجام برساند.

تمام دستور العمل های دین الهی برای این است که نگذارند، انسان در مدت کوتاه عمرش به خواب غفلت برود؛ همین نمازهای شبانه روز که می خوانید، همین روزه ماه مبارک رمضان و سایر مستحبات، زیارتی که می روید، حج رفتن ها، زکات و صدقه دادن ها، صله ارحام، امر به معروف و نهی از منکر،… همه این عبادات برای بیدار شدن و بیدار ماندن انسان است.

دوستان خوب من، دشمنان دین و مذهب و انقلاب و نظام و جامعه اسلامی و رهبر ما، دشمنانی فرضی و خیالی نیستند، بلکه دقیقاً ملموس و واقعی و عینی هستند. هر عقل هُشیاری با این دشمنان که از موانع راه نجات بشریت و از موانع ظهور منجی هستند، آشناست. انکار این دشمنان، توهین به آزادگی و عقل سلیم بشری است. شما باید در جنگی که علیه فکر و فرهنگتان به راه انداخته اند، بیدار و رزمنده و مقاوم بمانید. باید برای این جنگ فرهنگی، راهکار فکری و فرهنگی داشته باشید. اما اگر ما سخن از تهاجم و جنگ روانی و جنگ نرم و امثالهم بگوییم، ولی راهکار مناسب این نبرد بی امان را ارائه ندهیم، خودمان و مخاطبانمان خسته و افسرده می شویم.

لذا می خواهم شما را مشخصاً وارد مقوله جنگ نرم کنم؛ اگر قدر هر کدام از این مثال ها و مصداق ها را بدانید، می توانید سکوت و انفعال و وادادگی کنونی را متحول کنید.

کشور شما بیش از ۱۲ سال است که وارد مذاکره هسته ای با غرب شده است؛ از روز اول ما به این دوستان چند پیشنهاد دادیم و گفتیم: شما که در مذاکره می روید، بازی فریب آنها را بر هم بزنید با مفاهیمی که آنها دنبالش هستند، حرف نزنید؛ با مفاهیم مکتب و ایدئولوژی خودتان صحبت کنید. بنده ناگزیر شدم و طرح خود را در سال ۱۳۹۰ در مصاحبه با روزنامه ایران، علنی مطرح کردم؛ اما متأسفانه کسی جرأت و همت پیگیری این طرح را نشان نداد.

پیشنهاد دیگر در همین زمینه این بوده و هست که به جای یک تیم مذاکره کننده سیاسی،  یک تیم از دانشمندان هسته ای و سایر نخبگان ایران، با دانشمندان هسته ای غرب و روشنفکران و اندیشمندان غربی مذاکره کنند و بپرسند که چرا باید حاصل دانش و فناوری دانشمندان غرب علیه بشریت به کار گرفته شود، ولی بشریت از بهره مندی دانش و فناوری صلح آمیز هسته ای، محروم و ممنوع شود؟

پیشنهاد دیگر بنده این است که ما آموزش دانش و فناوری صلح آمیز هسته ای را که غربی ها برای بشریت ممنوع کرده اند، ما به مثابه «زکات علم» خود، به تمام ملت هایی که طالب آن هستند، انتقال دهیم؛ در نتیجه هم دیگران را مستغنی کرده ایم، هم دوستان فراوانی در جهان بشری یافته ایم، هم از تهدیدهای فناوری هسته ای توسط غرب کاسته ایم و هم به تکلیف دینی خود عمل کرده ایم. در چنین شرایطی، دشمنان ما منزوی خواهند شد.

ما باید دشمن را در خانه خودش و با ادعاهای خودش، به چالش بکشانیم و از این نبرد شجاعانه و حکیمانه نترسیم و نهراسیم؛ وگر نه، دشمن، ما را رها نخواهد کرد.

یکی از کارهایی که ما امروز با توجه به نیاز جهانیان به داشتن یک رهبر حکیم می توانیم انجام بدهیم، معرفی رهبر خودمان «امام خامنه ای» به جهانیان است. رهبری حکیم مسلمین را رسانه های صهیونیستی در جهان سانسور کرده اند، تا افراد و جوامع وی را نشناسند و پیروی نکنند. اگر می خواهید مفهوم واقعی تحریم را بدانید ، بدانید که رهبر شما ۲۶-۲۷ سال است که تحریم شده است؛ تحریم کامل رسانه های فراگیر جهانی.

چرا رؤسای جمهور ما از هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد تا روحانی، هیچکدام همت و صداقت و معرفت معرفی مواضع امام خامنه ای را در مجامع جهانی از خود نشان نداده اند؟ چرا رؤسای سایر قوا این سهل انگاری ها را جبران نکرده اند؟ چرا حتی وزرای امور خارجه و سفرا و کارداران و رایزن های فرهنگی جمهوری اسلامی، امام امت اسلامی را در بیست و شش سال گذشته به مردم جهان معرفی نکرده اند؟…

مجلس خبرگان شش تا کمیسیون دارد که یکی از آنها بررسی راه های پاسداری از ولایت فقیه است. از همین جا متواضعانه پیشنهاد بدهیم به این کمیسیون مجلس خبرگان که کمیته های جانبی تشکیل بدهند و اعضای این کمیته های جانبی شامل دانشمندان و علمای مذاهب شیعه و سنی از سراسر جهان باشند یا حتی از رهبران سایر ادیان الهی برای پیوند دادن امت ها و ملت های دیگر با نائب امام زمان (عج) بهره گرفته شود؛ اگر این پیوندها برقرار شود، اتفاقات بزرگی در آینده می افتد.

یکی از راهکارها برای روشنگری رسانه ای، این است که گروه های حامی ولایت فقیه  و گروه های حامی امریکا یا گروه های مخالف ولی فقیه را در جهان با هم مقایسه کنیم.

مثلا الآن گروه هایی مثل طالبان، القاعده، النصره، داعش، بوکوحرام و … گروه هایی هستند که مخالف ولی فقیه اند و خواسته یا ناخواسته در مسیر اهداف انگلیس و امریکا و اسرائیل در منطقه عمل می کنند و سرچشمه حمایت از آنها در منطقه، دولت های وابسته به آمریکا و انگلیس و اسرائیل هستند؛ مانند دولت های سعودی و قطر و ترکیه. عملکرد این گروه ها را مقایسه کنید با گروه هایی که حامی امام خامنه ای و پیرو ایشان هستند مثل: حزب الله ، انصار الله، جهاد اسلامی، حماس، سپاه بدر، شیعیان حجاز با رهبر مظلومشان «شیخ نمر باقر النمر» و ملت مظلوم بحرین با رهبران اسیرشان … اینها به کدام کشور حمله کردند؟ کجا آدم کشی، ترور های کور و سربریدن های وحشیانه را انجام دادند . اینها به جز حمایت از مظلومان، محرومان و ملت های خودشان، به هیچ سرزمینی از دیگران، تجاوز نکرده اند. حامیان و پیروان امام خامنه ای در همه جای جهان، طرفدار صلح و امنیت و عدالت و پیرو عقلانیت و ارزش های انسانی و پیشرفت و عزت همگانی

 هستند.

اگر مسلمانان، «سنت پیامبر اسلام» را ملاک مرام و کلام خود قرار دهند، آنگاه همگی به حمایت و پیروی از امام خامنه ای خواهند پرداخت؛ زیرا «سنت پیامبر رحمت» با کشتن و سر بریدن و سوزاندن بیگناهان که وهابیت تکفیری با نام داعش یا بوکو حرام مرتکب می شوند، کهکشان ها فاصله دارد؛ خلفای راشدین که از منظر برادران اهل سنت همگی عادل و عاقل و صالح هستند، اگر امروز بودند، آیا عملکرد جنایت بار آل سعود وابسته به استکبار صهیونی و گروه های تروریستی دست پرورده آنها را تأیید می کردند یا مدیریت حکیمانه و عادلانه امام خامنه ای را؟ رفتار خود آن اصحاب به کدام یک از این دو شیوه حکومتی نزدیک تر بوده است؟ آیا این رفتار ضد بشری که امروز با پول سعودی و اسلحه غربی ها و با نام «اهل سنت» توسط داعش علیه مسلمانان انجام می گیرد، آبروی اسلاف شایسته و اصحاب پیامبر رحمت(ص) را بر باد نمی دهد؟… پس چرا برادران سنی مذهب برای صیانت از «سنت پیامبر اسلام» و حفاظت از آبروی «سلف صالح» خودشان فریاد نمی زنند؟ چرا اعتراض نمی کنند؟ چرا امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند؟… به نظر بنده باید علمای شیعه، از سر خیرخواهی برای امت اسلامی، علمای اهل سنت را به قیام علیه اشرار وهابی و تکفیری دعوت کنند؛ زیرا این اراذل، حیثیتی برای مرادها و موالی ادعایی خود یعنی اصحاب پیامبر(ص) باقی نگذاشته اند؛ ضمن این که برای سرکوب و تحقیر امت اسلامی توسط دشمنان جهانی، بستر تنفر و بیزاری از اسلام و مسلمانان را در سراسر جهان ایجاد کرده اند و سرنوشت آینده امت اسلامی را به مخاطره انداخته اند. علمی اهل سنت بنگرند که حتی معاویه هم زیر بار سلطه رومیان نرفت؛ پس این همه نوکری آل سعود از آل یهود و آمریکا و انگلیس را با عنوان «اهل سنت» نپسندند و مسلمین، به ویژه اهل سنت را از این خفت و ذلت خارج کنند.

دوستان من ! این ها ظرفیت های موجود است که ما تا حالا از آنها استفاده نکرده ایم؛ اگر ما از این ظرفیت ها استفاده کنیم، به راحتی می توانیم خصومت دشمن را در خانه خودش مهار کنیم. الان بسیاری از جوانان در شهر های مختلف آلمان و دیگر کشورهای غربی، نامه امام خامنه ای را به صورت های مختلف به زبان های آلمانی، انگلیسی، ترکی، عربی و … ترجمه کرده اند و در مجامع مختلف، تا جایی که ممنوعیت نباشد، نامه امام خامنه ای را، چهره به چهره، به دست افراد می رسانند. اسم خودشان را هم «نامه رسانان امام خامنه ای» گذاشته اند؛ شما می توانید کمک کنید تا نامه نگاری امام خامنه ای خطاب به غربی ها، به یک  نهضت جهانی تبدیل شود.

نکته مهم دیگر این است که، وقتی شما دشمن دارید، باید اتاق جنگ تشکیل بدهید. در همان خوابگاه هایتان و بین دوستانتان، این اتاق جنگ را شکل بدهید و چگونگی مبارزه با دشمنان را در هم اندیشی ها، فکر کنید؛ نظر بدهید و نظر بخواهید؛ طراحی کنید؛ پیشنهاد بدهید… یک کار ساده ای را ما با چند تا از دوستان شروع کردیم، بد نیست شما هم بدانید؛ الان حدود ۲۰۰ کشور در جهان است و بعضی از این ۲۰۰ کشور را گاهی حتی سیاستمداران ما هم نمی شناسند و آشنایی دقیقی با این کشور ها ندارند. پیشنهاد من این است که شما گروه های چند نفره تشکیل بدهید؛ از دانشگاه های مختلف و هر گروه یک کشور را انتخاب کند و از طریق اینترنت، با فرهنگ و تاریخ و جغرافیا و اقتصاد و سیاست و مذهب و قومیت های آن کشور و نیز همسایه ها و تولیدات و واردات و صادرات آن آشنا بشود و بعد هم اطلاعات به دست آمده را با کمک تحلیل گران بررسی و تکمیل کند و سپس با همکاری دستگاه های ذیربط کشورمان با آن کشور ها ارتباط بگیرد و یا راهنمایی بشود و پیشنهادات و ابتکاراتی ارائه بدهد…

شما می توانید مشاوران امینی بشوید برای سیاستمداران و اقتصادیون و تجار داخل و هم می توانید تحلیل گران خوبی باشید برای رسانه ها که با کمک شما، آگاهی عمومی را بالا ببرند و هم می توانید، افرادی باشید که بعداً شما را بفرستند در آن کشورها تا مطالعات میدانی داشته باشید. و حتی می توانید، راهنمایانی بشوید، برای مدیران خود آن کشورها؛ بعد از مدتی شما می توانید، مشاور شخصیت های جهانی بشوید. اگر شما جهانی فکر کنید، وارد عرصه جهانی خواهید شد. از همین جا در داخل کشور خودتان، شما یک نگاه جهانی پیدا می کنید.

دوستان خوبم، اگر دشمن را آزاد و راحت بگذارید، نسل شما را ریشه کن می کند ! اگر غفلت کنید، نفوذ می کند؛ یا کاملاً دقیق و محاسبه شده و همه جانبه، شما را مقطوع النسل می کند. دشمنان آگاه به کمک شهروندان ناآگاه، غذای شما را مسموم کرده اند، اما برای اینکه در این حادثه مرعوب توطئه ها نشوید و وحشت نکنید، بدانید این کار را فقط با شما انجام نمی دهند، بلکه با نسل بشر این کار را می کنند. می پرسید، اینها چه کسانی هستند؟ این ها همان یک درصدی هستند که در نهضت ۹۹ درصدی «ضد وال استریت» توسط معترضان آمریکایی معرفی شدند. آنها سیستم غذایی بشر را سیستماتیک دارند نابود می کنند. فعلاً این جا فرصت تشریح این توطئه جهانی را ندارم.

ابو علی سینا می گفت: غذای شما دوای شماست و دوای شما غذای شماست. اما این شیاطین صهیونی، غذای بشر را عامل مسمومیت خودش قرار داده اند. بشر با خوردن غذاهای مسموم ژنتیکی و کودهای بیماری زا و خوراک دام و طیور نابود کننده، دارد نابود می شود. این یک بحث بسیار جدی و مفصل و سرنوشت ساز است؛ اجمالاً در خاتمه زمان این سخنرانی، فقط یکی دو تا عنوان بحث را مطرح می کنم: انگلیس از حدود چهل سال پیش پیگیر بود تا به قول خودشان، جوانان کشورهای جهان سوم بروند «علوم ژنتیک» را از آنها بیاموزند و در کشورهای خودشان «اصلاح بذر و اصلاح نژاد» بکنند. از زمان جان.اف. کندی، حدود پنجاه سال پیش، دو نوع اصلاحات «ارضی و بذری» را در کشور هایی مثل کشور ما شروع کردند؛ که زراعت و دامداری این کشورها را از بین بردند و با اصلاح بذر و اصلاح نژاد، تولیدات گیاهی و دامی را مقطوع النسل و بیماری زا کردند. یکی از شاهکارهای فریبنده آنها این بود که درختان مُثمِر را از سراسر فضای عمومی این کشورها ریشه کن کردند و درختان زینتی و بی ثمر را جایگزین درختان مثمر و میوه دار کردند.

عمده بخش مصارف داخلی میوه ها از تولیداتی بود که در خیابان ها و منازل و معابر عمومی، در دسترس همگان بود و تولیدات باغی، معمولاً صادر می شد. وقتی درختان میوه قلع و قمع شدند و به جای آنها درختان زینتی کاشته شد، تولیدات باغی به مصرف داخل رسید و بعدها ما وارد کننده محصولات کشاورزی از بیگانگان هم شدیم. اصلاح نژاد ژنیتیکی دام و طیور و اصلاح بذرهای مرکبات و سیفی جات و غلات هم با دست کاری ژنتیکی گرفتار عوارضی شدند؛ مانند: بیمار شدن خود محصولات، بیماری زا شدن خود تولیدات خوراکی ژنتیکی، بی هسته شدن درختان میوه و گیاهان خوراکی و بی نطفه شدن دام و طیوری که اصلاح ژنتیکی شده اند؛… وقتی تولیدات غذایی ما، خودشان را نابارور می کنند و پس از چند مرحله تولید و تکثیر، بی نطفه یا بی هسته می شوند، طبیعی است که هم مصرف کننده آنها نابارور می شود و هم تولید و تکثیر خودشان قطع می شود و در آینده ای نه چندان دور، با این روند، ما گرفتار قحطی خواهیم شد.

دوستان من بدانید! این کار را دارند با بشریت انجام می دهند؛ چون معتقدند دو سوم نژاد بشر باید نابود بشود و ما بقی هم باید علیل و ناتوان باشند تا یهودیان شرور بتوانند، بر همگان حاکم و مسلط بشوند. خود صهیونیست ها در بسیاری جاها (در آمریکا، کانادا، انگلیس، استرالیا، سرزمین های اشغالی…) بانک های ژنیتیکی تاسیس کرده اند و تمام ژن های سالم و تمام دانه های طبیعی خوراکی ها را نگه داری می کنند؛ برای زمانی که درختان شما دیگر ثمر ندهند و شما دانه ای نداشته باشید که تولیدات خوراکی خود را استمرار بدهید؛ بعد شما باید برای به دست آوردن دانه های خوراکی، التماس کنید و بردگی آنها را بپذیرید… این بلایی است که بر سر ملت هایی مثل ما آورده اند.

عزیزان اسلام! اگر شما جوانان ایرانی که این موضوع را زودتر از جوانان ملت های دیگر متوجه شدید، بروید از طریق اینترنت و جلسات توجیهی و گفتگوهای تخصصی، این خطر را به گوش جهانیان برسانید، یک «بیداری واقعی جهانی» علیه اشرار ضد بشری سازماندهی خواهد شد و آن تمدنی که می خواهد، بشر را ریشه کن کند، به دست شما افشا و رسوا خواهد شد و آن تمدنی که  می خواهد، بشر را نجات بدهد، به جهانیان معرفی خواهد شد و جهان کاملاً متحول شده و به سوی خیر و صلاح و هدایت راه خواهد یافت.

شما می توانید به سادگی، یک تهدید علیه خودتان و جمیع جامعه بشری را به بهترین فرصت، برای بیداری جهانیان و نجات همگان از شر اراذل و اشرار جهانی تبدیل کنید و بستر پذیرش «حق و عدل و عقل و شرع» را برای امنیت و عزت، در اختیار هم نوعان خود قرار دهید.

ان شاءالله همه موفق به تشخیص درست و انجام تکلیف الهی خود بشویم.

 

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید ...

0 نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟ “مؤلفه های تمدن نوین اسلامی و موانع آن”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *