پیوندها

چرا بگوییم « امام خامنه ای » ؟ …

StudentDay

بسم الله الرحمن الرحیم
دهه پیشرفت و عدالت در جهان اسلام
شعار جنبش نوین دانشجویان مسلمان انقلابی در برابر شعار “تخریب و عقب ماندگی جهان اسلام”
دانشجو کیست و مختصات فعلی او چیست؟
با عنوان “دانشجو” دو طیف کثیر با گروه بندی های متنوع در دانشگاه هستند که معمولاً از کنار آنها عبور می شود و برنامه مشخص و توجهی به آینده آنها مشاهده نمی شود:
اول طیف عظیم “مدرک گرا” که مدرک دانشگاهی را برای کاریابی، ارتقای شغلی، اعتبار خانوادگی و تشخص اجتماعی می خواهد؛ برای آن هزینه می کند؛ انتظاراتش بالا می رود؛ اما چندان سودی نمی برد و بعضاً دچار سرخوردگی می شود.
دوم طیف وسیع “بیکاران”ی که فقط برای گذر زمان، یا رهایی از محیط خانه، یا حضور در فضای سالم دوست یابی، یا غیبت موجه از سربازی، یا به خاطر توهم علم دوستی یا برخورداری از تشخص عنوان اجتماعی “دانشجو” و گاهی با بهانه های مختلف و درهم آمیخته و متغیر به دانشگاه می آیند؛ افراد این جماعت عظیم هرکدام با انگیزه خاص خود، مسیر پرفراز و نشیبی را بعد از تحصیل پیش رو دارند.
سرنوشت این دو طیف را کمتر کسی به حساب می آورد، لیکن وجود آنها را برای پر کردن کلاس ها و ارائه آمارها و پرداخت هزینه های سنگین دانشگاه های پولی، بسیار مغتنم می دانند. برای آشنایان به واقعیات و دوراندیشان جامعه دانشگاهی، این دو طیف ،”قشرآسیب پذیر” بوده و کمترین بهره را به خود و اجتماع پیرامون می رسانند.
البته طیف اصلی و گسترده علمی و تخصص گرا، که “گروه هدف” از تأسیس دانشگاه است، بدون هر فعالیت جانبی و بدون هر نوع حضور و تأثیرگزاری در صحنه های اجتماعی، بستر عمومی دانشگاه ها را شکل می دهد. این طیف هدف، معمولاً “غیرسیاسی” و حتی بعضاً “غیراجتماعی” به حساب می آید و بجز اقلیتی، غالباً تأثیرگزاری مستقیم بر امور سیاسی و اجتماعی ندارد، اما تأثیرات فراوانی از خود به طور غیرمستقیم بر فرهنگ و اقتصاد و سیاست و اجتماع باقی می گزارد.
بصیرت افزایی با اطلاع رسانی دقیق و تحلیل های منطقی، برای این طیف عظیم دانشجو، فوق العاده مهم، ضروری و مفید است.
این طیف در نگاه اول، نوعاً “آرام”، “محافظه کار”، “با منطق ساده وغیرپیچیده”، “دیرباور”، نسبت به بسیاری از حساسیت های دیگران “خنثی” و در مسائل سیاسی “خاکستری” و تحت تأثیر شرایط پیرامونی، ممکن است، “منعطف” یا “منفعل” به نظربرسد؛ اما در ورای این تصویر ظاهری و سطحی، چه بسا در لایه های ذهنی او، محاسبات بسیار وسیع ودوراندیشانه ای شناور باشد که هرکس با ارزش های مادی و معنوی او و آرزوهای دور ودرازش نزدیک شود، توان اثرگزاری بر او را خواهد داشت. خاستگاه اجتماعی این مجموعه هرچه به شهرهای کوچک و قشر زحمتکش جامعه (کشاورز، دامدار، کارگر،…) نزدیک تر باشد، غالباً از هوش قوی تر و ذهن پاک تر و استعداد بیشتری برای پذیرش “سخن حق” برخوردار است.
واما مجموعه ای از طیف های مشهور به “فعالان دانشجویی” که یا در انجمن های گوناگون علمی یا صنفی مشغولند؛ یا به عنوان فعالان مذهبی و هنری در کانون ها حضور دارند؛ و همچنین تشکل های مختلف سیاسی وابسته به گروه ها و جریان های سیاسی خارج از دانشگاه که میزان و سطح تحرک آنها با میزان الحراره احزاب سیاسی کشور نسبت مستقیم دارد؛مثبت و منفی بودن این تشکل ها، بستگی به وضعیت و شاکله سیاسی آن حزب و جریان سیاسی خارج از دانشگاه دارد که به آن تأسی می کنند و خود را به آن ارزانی می دارند. حسرت انگیز است که احزاب سیاسی این طرف و آن طرف، ذاتاً نگاهی ابزاری به دانشجویان دارند و لذا به راحتی جوانان با نشاط دانشجو را با اغراض مقطعی و جناحی خود، هزینه می کنند و آنها را برای اهداف بزرگ دینی و ملی مهیا نمی کنند.
و بالاخره طیف متنوعِ آرمان گرایِ دانشجویانِ انقلابی، یعنی مرکز ثقل نیروهای حزب اللهی جامعه که آینده سازان کشور، پرچم داران نهضت جهانی اسلام و طلایه داران چشم انداز نورانی ظهورند. این طیف پنج ویژگی “خداباوری”، “آرمان خواهی”، “خودآگاهی” ، “تکلیف گرایی” و”امامت محوری” خود را عامل اقتدار و پایداری در هر شرایطی می داند. در میان این دانشجویان انقلابی، “تک سواران حزب اللهی”، عاشقان شهادت، پیروان ولایت، درون هر تشکلی پراکنده هستند؛ و گاهی هم عضوهیچ تشکلی نیستند؛ اما همه چون ستاره های درخشان آسمان، تابنده و بلند همتند، در فعالیت های داخل و خارج دانشگاه حضوری مؤثر و پررنگ در هر فعالیتی دارند.
“تک سواران حزب اللهی”
در اوضاع و احوال کنونی کشور ومنطقه، راهبرد اصلی در فعالیت دانشجویان انقلابی چه باید باشد، به نحوی که مورد استقبال دانشجویان هم قرار بگیرد؟
با توجه به گرایشات کاملاً ناهمگون و نامتجانس دانشجویان، ممکن است هر فعالیت دانشجویی، فقط گروهی از دانشجویان را جذب و چه بسا گروه هایی دیگر را دفع کند؛ بنابراین باید برآیند تأثیرگزاری یک فعالیت را بر مخاطبین در نظر گرفت؛ چه آنان که جزء گروه هدف هستند و چه آنهایی که غیرمستقیم “ناظر” فعالیت ها بوده و نسبت به آن تأثیر مثبت یا منفی دریافت می کنند. گاهی رقیب یا مخالف، صرفاً به تحلیل دلخواه خود از “هراقدامی” می پردازد و “مخاطبینِ غیرمستقیم” را با تفسیر و پردازش خودساخته، به جهت خلاف مورد نظر آن اقدام، سوق می دهد. در این مورد رسانه های بیگانه و کسانی که با انگیزه های غیرمعارض، اندیشه های دشمن را فقط برای بیرون راندن حریف خود، تکثیر می کنند، نقش زیادی دارند.
بنابراین، یک دانشجوی انقلابی، حتماً پیگیری آرمان های انقلاب اسلامی را که در امتداد آرمان های پیامبران الهی تبیین می شوند، باید ملاک و مبنا قرار دهد وسایر انگیزه ها- مانند جذب و دفع دیگران را در اولویت بعدی قرار دهد.
وقتی کسی “عدالت گرایی” را مبنای حرکت خود قرار دهد، انسان هایی که طالب این مفهوم باشند، مجذوب استدلال وجذابیت طرح بحث و البته شیفته رفتار زیبای او می شوند حرف شایسته، وقتی پسندیده مطرح شود و مصادیق ملموس و اولویت دار و بزرگ با آن نشان داده شود، شایستگان آن پیدا می شوند؛
البته آرمان های بزرگ و اهداف کلان، حتماً طرفداران “روزمره” نخواهند داشت.
استقبال از یک ایده ارزشمند و تازه، به عوامل بسیاری بستگی دارد که اغلب در اختیار دانشجو نیستند؛ اما اگر یک ایده بزرگ در فضای افکار عمومی مطرح شد، دیر یا زود، علاقمندانش را پیدا خواهد کرد.
مهم آن است که “ایده های خوبِ مفیدِ ضروریِ سازنده”، در هیاهوی همیشگی “بی آرمان ها” گم نشوند، متروک نمانند و همواره کسانی در جامعه منادی و پرچم دار آنها باشند.
ناگفته پیداست که معمولاً افراد بسیار کمی جرأت و جسارت طرح ایده های بزرگ را دارند و به همین دلیل در دوره های گوناگون تاریخ، اکثر زمان ها ومکان ها از ایده های نو و افکار بلند و آرمان های متعالی خالی به نظر می آیند و عامه مردم به ناچار گرفتار “روزمره گی” شده و زندگی بی تکرار خود را به بهای گذران عمر، “ارزان” و بی هدف به پایان می برند وبه نسل های برده در تاریخی خاموش و مرده بدل می شوند که گویی اصلاً نیامده و هرگز نبوده اند.
در برابر جریان مخالف داخلی چه باید کرد ؟
با یک احتمال قرین به واقع فرض کنید، دو جریان موازی در کشور باشد که یکی به دنبال برنامه ریزی برای کارو تلاش و پیشرفت و تحقق عدالت و سعادت جامعه با حفظ وحدت و تثبیت منافع ملی و گسترش اقتدار منطقه ای و الگو سازی برای سایر ملل جهان است و دیگری در جهت سوءاستفاده از موقعیت خود و بهره برداری شخصی یا خانوادگی یا باندی خویش از امکانات عمومی است. چرا قلع و قمع این جریان توسط جریان اصیل و تعالی طلب جامعه، انتظاری غیر واقعی است، دلائل فراوان دارد:آنها به محض احساس خطر، می توانند بخشی از جامعه را (به هر نسبتی) با فریب کاری گروگان گرفته و سپر بلای خود کنند؛در شرایط عادی طبق دستور اسلام، تا قیام براندازانه، مهلت اصلاح خود دارند؛ عملکرد خیانت بار آنها، موجب بصیرت افزایی و بیداری عمومی است و جامعه مسلمین را از خطرات بزرگتر مصونیت می بخشد؛ چون تکیه گاه اصلی دشمنان بیرونی هستند، با نظارت بر آنها، می توان راهبرد های دشمن را رصد کرد؛ حضورشان در مکان های “بی آزار” درون حاکمیت که مجمعی از مخالفان را جذب خود می سازند، چه بسا در موارد کاربردی، مفید باشد؛…وبنا بر دلائل دیگر، حذف آنها دراین شرایط نه ممکن است، نه مفید است و نه ضروری؛ و تا رشد بصیرت عمومی، جامعه باید آنها را تحمل کند.
درعین حال، جریان دوم که طبیعتاً از امکانات مملکت زیاده خواهی می کند، با موانعی جدی مواجه شود؛ برای عبور از این موانع، در مسیر فرایند رشد و تعالی کشور، روزنه های فساد و انحراف ایجاد می کند؛ چون به خاطر این فرصت طلبی توبیخ شود یا تحت تعقیب قرار گیرد، به توسعه دامنه نفوذ خود “با یارگیری برای شراکت در جرم” پرداخته و همه عوامل منحرف یا حتی معارض داخلی را به کارمی گیرد؛ تبعاً اگر نتواند ازداخل، استحکامات ملی را بشکند، با سلطه گران جهانی به تبانی روی می آورد؛ یعنی با همان قدرت هایی که به وسیله قیام مردم در ۲۲بهمن ۵۷ از ایران اخراج شدند، برای عبور از موانع و رسیدن به اغراض خود، همپیمان شده و دست به هر نوع کودتایی می زند؛ که نمونه هایی از آن آشناست:
کودتای فرهنگی: حمایت از ضد ارزش های غربی در هنر، رسانه و دانشگاه ؛کودتای سیاسی: آشوب کوی دانشگاه در سال ۷۸، فتنه عظیم در انتخابات سال۸۸ ؛کودتای اقتصادی: تشویق دشمن به تحریم مملکت و تنزل قیمت نفت و ایجاد گرانی کاذب؛ کودتای علمی صنعتی: فشار سیاسی و روانی بر دولت برای تعطیل کردن صنعت هسته ای؛ کودتای ایدئولوژیک: تغییر واژه گان قرآنی نهضت اسلامی به واژه های سکولاریستی؛ این اقدام خزنده که بلافاصله بعد از رحلت امام خمینی برای محدود کردن ولایت فقیه اتفاق افتاد، اساس حرکات بعدی جریان مقابله با تلاش های سازنده و عزت آفرین امام خامنه ای طی بیست و پنج سال اخیربوده است:کتمان نظام “امت- امامت” با تبلیغ سیستم حاکمیتی غربی “ملت- رهبر”؛نفی واژه قرآنی “عدالت” با جایگزین ساختن واژه “توسعه”؛ تغییر واژه گان “مستضعفین و مستکبرین” با تعابیر “قشر آسیب پذیر و قدرت های جهانی” و تبدیل مسلک “تکلیف گرایی” به روحیه “منفعت طلبی”، بخشی از این کودتای خاموش ایدئولوژیک در مملکت اسلامی ماست.
بحمدالله کودتای نظامی به دلیل هشیاری نیروهای مسلح ونظارت مستقیم رهبری الهی ولایت فقیه، نه فقط در امکان دشمنان و عواملشان نبوده، بلکه این “سپاهیان اسلام” تا کنون خنثی کننده سایر توطئه های آنها نیز بوده و خواهند بود،ان شاءالله. عناصر درونی محرک جریان دوم، خودپرستی و حرص و طمع سیری ناپذیر است که همراه با حسادت و بخل، به کینه جویی و هر خیانتی منجر می شود. الگوی بیرونی این “جریان خطرساز”، تبعیت از شیوه چند صد ساله انگلیسی ها در ایجاد “فساد درون خاندان های حکومتگر” یا “مسلط کردن خاندان های فاسد وابسته” در مناطق تحت استعمار خویش است؛ مثلاً امروزه خاندان فاسد “آل سعود”، سرزمین ثروتمند حجاز را با شراکت خاندان های یهودی و انگلیسی آمریکایی اداره می کند و آنجا را “مملکت عربستان سعودی”می نامد؛خاندان های دیگر در منطقه و نیز خاندان پهلوی در ایران قبل از انقلاب، بر اساس همین سبک و به صورت “مشارکت خاندان بومی با خاندان هایی ازغرب” پدید آمده است.سیستم “مشارکت خاندانی” شامل خاندان های متنفذ بومی از هرمنطقه است که هماهنگ با خاندان های صاحب ثروت و قدرت در انگلیس و آمریکا باشند؛ مانند “آل نهیان”، “آل خلیفه”، “آل ثانی”، “آل هاشمی” و سایرین در منطقه ما.انگلستان حدود پانصد سال با همین شیوه، به غارت آفریقا، استرالیا، زولاند نو و بخش هایی از قاره آمریکا پرداخته و سپس با ایجاد کینه و نفرت قبیله ای و کشتاراقوام و قبائل به دست خودشان، ساکنین بومی مقاوم هر دیار اشغالی را ریشه کن نموده اند.اساس ظرفیت چپاول گری اروپایی ها در چهار قاره جهان، همپیمانی بزرگان فریب خورده اقوام و قبائل بومی حریصِ راحت طلبِ سیری ناپذیر، با قدرت های سلطه گر بوده است.
اهداف متعالی مانند “عدالت در عرصه جهانی” و یا “پیشرفت جوامع بشری” که از شعار مطرح شده توسط امام خامنه ای با عنوان “دهه پیشرفت و عدالت” قابل استنتاج هستند، شعار و آرمان دانشجویان انقلابی بشود؛ در آن صورت، مطالبه حقیقی و نیاز واقعی هفت میلیارد انسان روی زمین در شعار این دانشجویان انقلابی بازتاب می یابد؛ در عین حال ممکن است، ابتدا جمع کثیری از دانشگاه یا جامعه، همراه این شعار نشوند، زیرا به طور طبیعی اکثریت آدم های زمانه معمولاً “درگیر خودشان” هستند؛اما این تحرک آرمان گرایانه به وسعت جغرافیا بازتاب می یابد و میلیاردها شنونده و میلیون ها همراه پیدا می کند. این جنبش همزمان در گستره تاریخ هم پژواک یافته و با نهضت انبیاءالهی و آرمان های اولیاء خدا در روزگاران پیشین، همراستا می شود و در امروز و فردای جهان نیز، چشم انداز رهایی و سعادت آزادگان زمین قرار می گیرد.
پس به فرموده بزرگان، اگر هدف بلند و راه صحیح باشد، از کمی همراهان نهراسید.باید توجه کرد که گاهی بستر هست، ایده نیست و گاهی ایده هست، اما هنوز بستر مهیا نیست. پس در حال حاضر که دانشجوی انقلابی حضور دارد، امواج انقلاب هم چنان “اقیانوس آرام” هر روز عرصه های نوینی را در ورای مرزهای جغرافیایی درمی نوردد و رهبر ممتاز این نهضت الهی با عظمت بی نظیری صحنه های تاریخ ساز و نوینی را مدیریت و هدایت می کنند و از سوی دیگر هم صدها میلیون انسان مظلوم و حق طلب در پنج قاره جهان فریاد “هل من ناصر” سر می دهند، پس چرا دانشجوی انقلابی خاموش بنشیند؟
امروز باید دانشجوی مسلمان انقلابی، “روح بیدار” زمانه خود باشد؛امروز باید دانشجوی مسلمان انقلابی، حتی یک مورد از مطالبات امام خامنه ای را بر زمین نگذارد؛باید دانشجوی انقلابی مسلمان تا نفس می کشد، فریاد رسای میلیون ها انسانی باشد که امروز در سراسر ایالات متحده آمریکا شعار اجتماعاتشان، آخرین جمله آن سیاه پوستی است که زیر چکمه های پلیس آمریکا در حال خفه شدن التماس می کرد و ناله می زد: “نمی توانم نفس بکشم”؛ . . .
و او یکی از۴۴۰ نفری بود که همه ساله زیر چکمه ها یا با گلوله های پلیس وحشی آمریکا، سالانه با هر بهانه ای درآن دیار کشته می شوند.
در روزگار رسانه ها که جهان “دهکده ای” بیش نیست، اگر هنوز کل جهان برای دانشجوی انقلابی مسلمان، زیادی “فراخ” به نظر می آید، حداقل همان دو شعار چند سال پیش امام خامنه ای یعنی طرح “دهه پیشرفت و عدالت” را برای امت اسلامی در نظر بگیرد؛یعنی در برابر شعار “تخریب و عقب ماندگی جهان اسلام” که توسط مثلث ضد بشری “انگلیس آمریکا اسرائیل” طراحی شده و با عوامل فریب خورده آل سعود و پول غصب شده بیت المال مسلمین اجرا می شود، شعار “دهه پیشرفت و عدالت در جهان اسلام” را می توان سرلوحه شعارهای جنبش نوین دانشجویی به پرچم داری دانشجویان مسلمان انقلابی قرار داد.
با توجه به شرایط خطیر منطقه و خطراتی که کل جهان اسلام را تهدید می کند، این شعار می تواند به سرعت تبدیل به “شعار اصلی دانشجویان جهان اسلام” تبدیل شود؛ ان شاءالله.
دوم دی ماه ۱۳۹۳
مصادف با اول ربیع الاول۱۴۳۶ آغاز هجرت رسول اکرم از مکه به مدینه
محمدعلی رامین

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید ...

0 نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟ “دانشجو کیست و مختصات فعلی او چیست؟”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *