پیوندها

جانشین امام خامنه ای کیست؟

۴عکس جامعه۸

IMAG0324«تولدت مبارک»

تقدیم به پسرم «یاسین» و همه جوانانی که برای آینده باشکوه تر ایران مهیا می شوند…

آن چه مرا به نوشتن این نامه وامی دارد، عواطف پدری از دوری پسری باوقار و پرعاطفه نیست؛ هرچند بازداشت پنج ماهه به بهانه یک «اختلاف حساب مالی» و بدون محاکمه، وجدان هر انسانی را می آزارد، اما صبر و متانت پسر، بر آرامش پدر می افزاید.

لذا چون بخاطر عواطف شخصی پدرانه یا گله گذاری از رفتار غیرقابل فهم، هرگز اقدام به نوشتن این نامه سرگشاده نمی کردم، پس انگیزه های خود را از نگارش این مرقومه در خلال نامه بیان خواهم کرد:

انگیزه اول، ذکر خاطراتی است که هرگز به خاطرت نمی آیند:

هنوز به دنیا نیامده بودی که پدرت در سال ۱۳۶۰ بیش از شش ماه، بی وقفه، در حال جنگ و گریز با ضدانقلاب فراری از ایران، شب و روز نمی شناخت؛ از تیرماه ۱۳۶۰ تا روز ولادت تو (۲۲دیماه)، هزاران هموطن مسلمان، بجرم تعلق به انقلاب اسلامی در شهرهای مختلف ایران به دست منافقین قتل عام شدند و قاتلان بیرحم آنها، تحت حمایت رسانه ها و دولتمردان غرب، به عنوان «اپوزیسیون ایرانی» ضد دانشجویان طرفدار انقلاب اسلامی در ایالات مختلف آلمان، تحریک و حمایت می شدند.

یادش بخیر، مادر انقلابی و دلسوزت، از کشته شدن پدرت نگرانی نداشت، اما همیشه دلواپس مجروحیت و علیل شدنم بود.

در آن سال، فقط جمعه ها، درگیری ها تعطیل می شد، تا اقامه نماز جمعه شهر دانشگاهی کلاستال که به عهده من بود، تعطیل نشود. Scannen0003 (4)

بعضی از برادران و خواهران مسلمان ما در آلمان، اسم مستعارت را «فرزند نماز جمعه» گذاشته بودند، زیرا از همان آغاز زندگیت، حضور در نماز جمعه، تفریح هفتگی تو بود.

چهار ماهه بودی که در یک درگیری شدید با منافقین شرور، پدرت دستگیر و به یک سال زندان در آلمان محکوم شد و شکنجه ها را تحمل کرد و تو با مادر شجاع و صبورت، دوری مرا پذیرفتید.

در ایام انتشار اخبار آن حوادث، خاطرات هاشمی رفسنجانی، بیانگر نگرانی او و ترس همسرش نسبت به امنیت و آسایش پسرشان «محسن» بود که در بلژیک تحت مراقبت های ویژه امنیتی و با بالاترین امکانات سفارت جمهوری اسلامی، دانشگاه می رفت

شاید بپرسی که چرا این خاطرات را برایت مرور می کنم؟

پاسخ کوتاه این است که زندگی ما هیچ مشابهتی با زندگی هاشمی و خانواده اش ندارد و هیچکدام از سران چهارگانه (مجمع تشخیص و سه قوه) فعلی ما و نیز فرزندانشان، هیچ یک از این تجربیات را نداشته و معنای مبارزه در غربت غرب را نمی شناسند.

   قل کُلٌّ یَعمَلُ عَلی شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُم اَعلَمُ بِمَن هُوَ اَهدیَ سَبیِلاً (۱۷/۸۴)

۳۵ سال بعد از آن ایام ،

اینک خودت شاهد بازداشت افرادی هستی که غالباً ادعای «بیگناهی» کرده و بعضاً با فضاسازی رسانه ای و با حمایت نفوذی ها و ذینفوذها، نظام مقدس جمهوری اسلامی را از داخل و خارج متهم به «بی عدالتی» می کنند؛

نقد این ماجرا، انگیزه دوم نگارش این نامه است:

در نظام عدل جمهوری اسلامی، «زندان» جای افراد شروری است که با ارتکاب جرائم، مصالح عمومی و امنیت مملکت اسلامی را به مخاطره می اندازند؛

بدیهی است که هیچ «بیگناهی» در نظام عدل علوی، به اسارت گرفته نشود و هر اشتباهی، بنحو بایسته جبران شود؛

ولی اگر چنین نشد، چه باید کرد؟

فهم این قضایا، یکی از ضروری ترین نیازهای نسل شماست!…

نکاتی را باز می گویم، شاید برای فرزندان رشید ایران، مفید باشند:

یکم- اساس نظام جمهوری اسلامی،  همین رفتار هاشمی، روحانی و لاریجانی ها نیست؛

این کارگزاران موقت، هرکدام با عملکرد خویش، مثل هر انسان دیگری، پرونده آخرتی خود را رقم می زنند؛

اگر هر کدام، خود را به عنوان «مأموم امام خامنه ای»، وقف اسلام و نظام و بندگان خدا بدانند، خداوند حتماً وجودشان را سرشار از برکات نموده و آنها را یاری خواهد داد؛ وگر نه، نه!

اصل نظام و ساختارهایش برای رشد و شکوفایی استعدادهای افراد جامعه و تحقق پیشرفت و عدالت اجتماعی، تأسیس شده تا «انسان بما هو انسان» مسیر تکاملی قرب الی الله را در پیش گیرد.

اما مشکلی که تا کنون با آن رو به رو بوده ایم، این است که نیروی خودساخته و مهیای این مأموریت جهانشمول بزرگ الهی، از همان ابتدا زیاد نداشتیم  که اغلب به دست دشمنان یا منافقان شهید شدند و یا بعضی در نیمه راه به بیراهه رفتند

موجودی فعلی ما، راه رشد و پیشرفت افراد مستقل در جامعه را که وابسته و تابع «افراد متکی به ساختار» نباشند، به سه دلیل مسدود می کند:

از یک سو آن قدر «سوءاستفاده» از آدم های کم ظرفیت می بینند که به همگان «بدبین» شده و اصل را بر «عدم برائت» گذاشته اند؛

از سوی دیگر رفع موانع روانی تاریخی اجتماعی، نظیر «تنگ نظری و بخل و حسادت»، نیاز به مرور زمان و عبور از چند نسل دارد؛

دلیل مهم دیگر، مواجهه مملکت با دشمنان غدّاری است که از هر غفلت جامعه و سهل انگاری ساختار، به سرعت و با شیطنت سوءاستفاده کرده و با «برنامه ریزی همه جانبه» در جهت نابودی ملت و کشور اقدام می کنند

دوم- وظیفه «امام» در نظام «امت-امامت»، رشد فکری و تعالی جامعه (امت) برای تقرب به پروردگار، از طریق فراهم آوردن بسترآزمون و خطاست. تبعاً باید هر روز افراد شایسته تری برای خدمت به جمهوری اسلامی ایران مهیا بشوند تا نائب امام زمان عج را در مسیر تدارک مقدمات ظهور یاری رسانند.

وَ تِلکَ الاَیَّامُ نُداوِلُها بَینَ النَّاسِ وَلِیَعلَمَ اللهُ الذَّینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنکُم شُهَداءَ وَاللهُ لا یُحِبُّ الظّالِمِینَ (آل عمران ۱۴۰)

سئوال اصلی و تعیین کننده این است که

آیا نسل شما، خودش را برای اداره مملکت در راستای تحقق آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی، بهتر از نسل پیشین آماده کرده است؟❗️

 

سوم-در نظام جمهوری اسلامی، امام امت، نمی تواند رأی مردم را نادیده بگیرد و منتخبین مردم را گزینش کند یا در حوزه مأموریت آنها در هر امری دخالت کند؛ لذا مردم، مسئول گزینش های خود هستند باید بر عملکرد کارگزاران حکومت نظارت کنند. گاهی برخی از منتخبین مردم، به آلوده کردن عناصری از یک دستگاه دیگر اقدام می کنند، به نحوی که آن دستگاه دیگر را از رفتار متعهدانه و مسئولانه ساقط می کند.

مثلاً اگر برخی از منتخبین مردم در شورای شهر و مجلس و دولت، افرادی از قوه قضائیه را آلوده سازند، چون طبق قانون، حتی رئیس قوه هم نمی تواند به آسانی بر عملکرد جزء به جزء هزاران بازپرس و قاضی مستقل نظارت کند و درباره قضاوت هریک، جداگانه تصمیم بگیرد، بنابراین، نظام و مردم از این آلودگی ها بشدت آسیب می بینند.

چهارم- مطلقاً قصد دفاع از عملکردهای غلط در قوه قضائیه را ندارم، اما فعلاً بحث انتقاد از قوه قضائیه نیست؛ زیرا تهاجمات پایان ناپذیر، از داخل و خارج، که باعث سلب اقتدار و نفی شجاعت هر قاضی می شود، نقد منصفانه را غیرمفید یا کم اثر سلب کرده است.

هدف کسانی که می خواهند،میهنت را، طبق برنامه ای که برای کل جهان اسلام دارند، چند قطعه کنند، مقابله با آملی لاریجانی نیست؛ بلکه ناتوان ساختن قوه قضائیه از برخورد با اشراری است که اگر مهلت بیابند، ایران را ویران خواهند کرد

برخی از کسانی که در زندان ادعای مظلومیت می کنند، تجربه هر فتنه و خیانت و همکاری با دشمنان و اردوکشی خیابانی را در پیشینه خود دارند.

البته چه بسا، افرادی هم حقیقتاً بر اثر سوءتدبیر خود یا سوءتفاهم مسئولین، بیگناه باشند؛ که دیر یا زود خلاص می شوند و خداوند هم برایشان جبران به خیر خواهد کرد.

پنجم- حکومت ما، در میان کشورهای جهان، یک «نظام دگراندیش» است و مورد هجوم بیرحمانه کسانی قرار دارد که خود را «صاحبان جهان» می پندارند و برای شکست اراده مردم و حاکمیت الهی ما، از هر ابزار مؤثری، ظالمانه سوءاستفاده می کنند.

همین هجوم ظالمانه قدرتهای مسلط، شرایط نامطلوبی را بر مسئولین تحمیل کرده و اتفاقات ناخوشایندی را برای جامعه پدید آورده که چه بسیار بیگناهانی گرفتار شده و آسیب دیده اند

از منظر نسل تو که فرزندان ایران و اسلام و انقلاب هستید، «مقصر کیست و راه حل چیست»؟

ششم- اگر مسئولین ترسو یا مردم راحت طلب بخاطر فشارهای تحمیلی، تسلیم «زورگویان جهانی» بشوند و اراده دشمنان خودشان را تبعیت کنند، شرایط اداره عادلانه مملکت، پیچیده تر و هزینه ها بسیار سنگین تر خواهد شد.

هفتم- نگرش فقید رحیل هاشمی و رئیس جمهور روحانی، تسلیم شدن به اراده فریبکاران ظالم جهانی است؛ اگر این ذهنیت ادامه یابد و حتی فراگیر شود، آن وقت دوباره، زمان فداکاری جوانان مؤمن انقلابی، همانند جوانان همان سال تولدت، فرا خواهد رسید و قربانیان فراوانی از «بیگناه و با گناه» به مسلخ برده خواهند شد؛ همچنان که امروز در سوریه و یمن و عراق و بحرین و نیجریه و کشمیر و میانمار می بینیم.

هشتم- پسرم! جوانی که قبل از چهارسالگی خود در شبکه دو سیما، به عنوان نخستین کودک قرآنی جمهوری اسلامی، معرفی شده و در دوران دبستان خود در آلمان، برای همسالان خود مُبَلِغ اسلام و انقلاب بوده، نباید با «لجبازی یا اشتباه» خودش یا یک عنصر قضایی، با «اهل اوین» مأنوس و مقایسه شود.

نهم- قوه قضائیه باید تکیه گاه امن جامعه و نظام اسلامی ما باشد؛ اگر چنین نیست، گرچه قاصر است، اما تنها مقصر هم نیست، زیرا بقیه دستگاه ها نیز با تخلفات خود، کار او را مشکل تر می کنند.

دهم- اما چرا امروز فقط قوه قضائیه با امواج سنگین تبلیغاتی از داخل و خارج، مورد تهاجم و تخریب قرار گرفته است؟

پاسخ آن در اهمیت این قوه برای مهار بحران ها و فتنه گران و نیز در عملکرد صحیح این قوه در برخورد با خیانتکاران بزرگ ضد ملی و مفسدین کشور ماست؛

وگر نه بخاطر امثال بازداشت پنج ماهه تو، خلاف مهدی و فائزه هاشمی، هیچ هیجانی در هیچ رسانه داخلی و خارجی ایجاد نشده و نمی شود؛ حتی اگر سالها بدون محاکمه، همچنان در بازداشت بمانی و یک روز هم برای دیدار عزیزانت  مرخص نشوی

مخالفت با شخص آملی لاریجانی، منظور نظر معارضان نیست، بلکه هدف دشمن، محروم کردن نظام از «حق قضاوت» در امور مهم کشور ماست تا خودشان هرچه خواستند، بر مملکت ما تحمیل کنند.

یازدهم- این همه گفتم، تا انگیزه اصلی خودم را از نوشتن این نام برایت بازگو کنم:

❗️پسرم! اگر من جای تو بودم،

از همین فراغت زندان برای تفکر در حل مشکلات مملکت خودمان و کمک فکری به یاران امام خامنه ای در سراسر جهان، برای تحقق تمدن نوین اسلامی و ایجاد امت واحده و نجات مستضعفین از چنگال تبعیض و تجاوزات بیرحمانه آمریکا انگلیس اسرائیل و مزدورانشان استفاده می کردم.

👈فرزندم! سی و پنج سال پیش، در زندان آلمان، یا روزه می گرفتم و نماز قضایی می خواندم یا به حفظ قرآن می پرداختم، یا از کتاب های قدیمی کتابخانه مخروبه زندان، یادداشت برداری می کردم، یا در فرصت های ممکن از دعوت زندانیان به اسلام و انقلاب اسلامی فارغ نبودم و یا  شعر می سرودم،

بالاخره این روزهای محدودیت، دیر یا زود تمام خواهد شد؛ اما از فرصت ساختن خودت و پرداختن به آینده کشورت در این فراغت مغتنم استفاده کن؛ می دانی که در این عالم، هرچیز و هرجا و هرکس و هرشرایطی، ابزار رشد و شکوفایی یک انسان تعالی طلب هستند.

بنابراین رزق خودت را از همین لحظات تنهایی طلب کن تا وقتی نوبت به تو (و نسل تو) برای اداره کشور فرا برسد، بتوانی(د) با آمادگی بیشتر، برنامه کامل تر، فداکارانه تر، با انگیزه تر و انقلابی تر از نسل پدرت، در مسیر پیشرفت و تحقق عدالت برای سعات جامعه خویش کوشا و موفق باشی(د).

سی و پنجمین سال تولدت ان شاءالله مبارک است، زیرا می دانم که صبورانه و نجیبانه در خلوت زندان به گذشته های دور و نزدیک سفر خواهی کرد و برای آینده های دور و نزدیک خودت و نجات امت مظلوم اسلامی از اسارت اشرار جهانی برنامه ریزی خواهی کرد.

دوازدهم- من هم مثل همه عزیزانت، مشتاق دیدارت هستم و منتظرم تا با تشکیل دادگاه و رفع سوءتفاهم یا حل اختلاف، اگر هنوز زنده باشم، شعرهایی را که در این مدت با یاد تو سروده ام، برایت بخوانم

پدرت محمدعلی رامین ۲۲دیماه ۱۳۹۵۴عکس جامعه۸

http://telegram.me/mohammadali_ramin

 

مطالبی که ممکن است دوست داشته باشید ...

0 نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟ “تولدت مبارک؛ نسلی که آینده ماست”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *